رفیق خوب رفیقش را رها نمی‌کند

میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1354
بازدید دیروز : 3600
بازدید هفته : 25476
بازدید ماه : 80898
بازدید کل : 736414
تعداد مطالب : 3392
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3392
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1354
:: باردید دیروز : 3600
:: بازدید هفته : 25476
:: بازدید ماه : 80898
:: بازدید سال : 153867
:: بازدید کلی : 736414
نویسنده : گمنام
پنج شنبه 14 بهمن 1395

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: شام غریبان بود من در نیکنام (بلواری در منطقه 14 تهران) قدم می‌زدم. آن وقت در نیکنام زندگی می‌کردم. می‌دانید که شام غریبان چراغها را خاموش می‌کنند و دسته هم که می‌آید یک چراغ کوچک یا شمع یا مشعل کوچک جلوی قافله‌شان است، مابقی همه تاریک است و در تاریکی در کوچه‌ها می‌رفتند. من هم قدم می‌زدم. شام غریبان جایی نبود که برای روضه‌خوانی و تماشای سینه‌زنی بروم. گفتم در خیابان می‌روم و دسته‌ها که می‌روند. تنها بودم.

دیدم داخل کوچه‌ای دو نوجوان 14-15 ساله با هم‌اند، یکی از آنها به دیگری می‌گوید بیا برویم میدان ژاله، سینما. دیگری گفت تو که می‌دانی من در ماه محرم سینما نمی‌روم. اولی گفت بیا برویم، امروز عاشورا بود و تمام شد. امشب سینماها باز کرده‌اند. دومی گفت نه من نمی‌ایم. اولی چند بار التماس کرد، تا این که آن یکی که التماس‌ها را جواب می‌داد و می‌گفت نمی‌توانم و نمی‌آیم یک باره گریه افتاد، چون دید رفیقش او را رها نمی‌کند شکست خورد و گریه افتاد. تا او گریه افتاد آن یکی هم گریه افتاد. دو نفری گریه می‌کردند. من در خیابان مرتباً این طرف کوچه می‌رفتم و آن طرف کوچه می‌رفتم. آن شب چنان تماشایی از صفات و اخلاق امام حسین(ع) و گرفتن این دو جوان کردم! پدر و مادر، کجا می‌توانند چنین کنند؟ این به او گفت بیا سینما برویم. او این را به عرض برد. اول التماس کرد که مرا رها کن، من محرّم‌ها این کاره نیستم، تا دید دارد مغلوب می‌شود گریه افتاد، تا گریه افتاد آن یکی که التماس می‌کرد هم گریه افتاد. دو نفری گریه کردند و گریه‌شان طول کشید. من مرتّباً این طرف می‌رفتم و آن طرف می‌رفتم و هی تماشا کردم؛ خدایا اینها چه کار می کنند، این محبت چقدر آقاست و این صدق چقدر ریشه دارد. شما هم همه این گونه‌اید. ماجرای آنها را چون با چشم خودم دیدم و قدم زدم و بهره‌اش را بردم، شرح دادم و به شما هم ارائه دادم.
آخرش هم رفیق را بر می گرداند. رفیق خوب، خیلی چیز خوبی است. ان‌شاء الله همه شما که جوانید رفقای خوب داشته باشید. رفیق خوب هیچ وقت رفیقش را رها نمی‌کند. ببین می‌خواهد او را سینما ببرد، آیا او که می‌خواهد عرش برود نَبَرَد؟ یکی از آنها می‌خواست به عرش برود و دیگری به فرش. آن شب تصادفاً این گونه شد. شاید فردا شب آن یکی می‌خواست عرش برود. اما دو نفر بودند. آن یکی می‌خواست سینما برود و دیگری می‌خواست شب شام غریبان، در کوچه‌ها، غریب راه برود.
امیدوارم همه‌تان بر روی نیّت‌های خوبی که در قلبتان هست کار کنید. آیا امشب به این روایت توجه کردید؟ در نهج‌البلاغه هست، نمی‌خواهد خیلی بگردید. صفحه‌ای هم هست، اگر یادداشت کنید آن را در خانه پیدا می‌کنید. ان‌شاءالله خداوند به برکت محمّد و آل محمّد(ص) برکات خود را زیاد کند.

 

پی نوشت:

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 199
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی




:: بازدید از این مطلب : 1411
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ جمعــــــــه ها ساعت 7 صبح قــــرائت دعای ندبه توسط آقای محمــــــد بازوبنــــــــدی و شــــرح آن توسط شیخ انصــــــــاری ...ضمنا مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه