میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 303
بازدید دیروز : 2898
بازدید هفته : 14124
بازدید ماه : 69546
بازدید کل : 725062
تعداد مطالب : 3389
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3389
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 303
:: باردید دیروز : 2898
:: بازدید هفته : 14124
:: بازدید ماه : 69546
:: بازدید سال : 142515
:: بازدید کلی : 725062
نویسنده : گمنام
سه شنبه 30 دی 1399

در میان سخنان و بیانات آیت‌الله العظمی بهجت رحمه الله علیه موارد بسیاری وجود دارد که درباره مقام و عظمت امام زمان (عج) و لزوم دعا برای فرج و ظهور آن حضرت اشاره کرده است.

 

بخش‌هایی از سخنان آیت‌الله‌العظمی محمدتقی بهجت رحمه‌الله علیه را در خصوص ظهور امام زمان علیه السلام را مورد بازخوانی قرار دادیم. این مطالب گزیده‌ای از سخنان این عالم بزرگوار و حکیم است که پس از تائید دفتر معظم له، منتشر شده است.

 

سلام بر امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

 

حضرت خضر علیه السلام که از آب حیات نوشیده هر کجا برود در آنجا سبزه می‌روید، و نیز درباره آن حضرت است که هرکجا ذکر شود آنجا حاضر است و هر وقت او را یاد کردید به او سلام کنید.

 

آیا امکان دارد حضرت حجت عجل‌الله تعالی فرجه الشریف که از او بالاتر است، چنین نباشد؟!

 

با توبه آماده ظهور شویم

 

اگر ظهور حضرت حجت عجل‌الله تعالی فرجه الشریف نزدیک باشد باید هر کسی خود را برای آن روز مهیا سازد. از جمله این که از گناهان توبه کند.

 

همین توبه باعث می‌شود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده است که واقعاً بی‌سابقه است و بلاهای دیگری که تا قبل از ظهور آن حضرت می‌آید، از سر شیعه رفع و دفع شود.

 

ما خود، رییس خود را زندانی کرده‌ایم

 

ما مثل طایفه و گروهی هستیم که رییس خود را حبس نموده است و در بلایا، خود تصمیم جنگ و یا صلح را اتخاذ می‌کند! خودمان کرده‌ایم و اجازه نمی‌دهیم بیاید قضایا را حل کند، با اینکه می‌دانیم اگر بیاید می‌تواند مشکلات را حل کند، ولی باز او را محبوس کرده‌ایم.

 

بنابراین اگر میلیون‌ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص وحید و تنهاست که هیچ ناصر و معین و یار و یاوری ندارد! زیرا ما در بیداری درست به وظیفه خود عمل نمی‌کنیم، با این حال منتظر هستیم که بیدار شویم و تهجد به جا آوریم.

 

اگر توفیق شامل حال انسان گردد، از حواب بیدار می‌شود و مشغول تهجد می‌گردد ولی اگر توفیق نباشد، چنانچه بیدار هم بشود از آن‌ها بهره نمی‌برد.

 

تشرف به خدمت امام عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

 

در این شداید و گرفتاری‌ها و جنگ میان برادران مسلمان و شیعه، قاعده‌اش این است که خود حضرت عجل‌الله تعالی فرجه الشریف به خدا متوسل باشد و برای تثبیت عقاید اهل ایمان اظهار وجودی کند. تشرف به خدمت ایشان و دیدن آن حضرت هم نوعی تثبیت عقاید است.

 

به خاطر گناهان ما...

 

در زیارت حضرت غائب عجل‌الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: «السلامُ علیکَ أیّها المّهَذَّبُ الخائِف؛ سلام بر تو ای آراسته بیمناک!» با اینکه اگر انسان خائن باشد، باید خائف باشد و بترسد. چون آدم مهذب و بی‌گناه و پاک از کسی ترسی ندارد. اما آن حضرت با آن حریم پاک، از اظهار خود خائف است.

 

بنابراین از گناه ما و به خاطر اعمال ماست که آن حضرت هزار سال در بیابان‌ها دربه‌در و خائف است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: مــهـــــدویــــت , ,
:: بازدید از این مطلب : 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

حجت‌الاسلام علی اکبر نوری مدرس حوزه علمیه قم و از دوستان سابق آقای محمود امجد نامه مهم و منتقدانه‌ای خطاب به او نوشته است که متن کامل آن در ذیل منتشر می‌شود:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب آقای محمود امجدی

سلام علیکم
عرایض بنده از سر غفلت و فراموشی محبت‌های جناب عالی به حقیر و ده‌ها و صدها طلبه و دانشجوی دیگر و حشر و نشر با شما و استفاده از درس و استماع منبر و روضه‌تان نیست؛ آن حقوق به جای خود محفوظ ولی این راهی که شما از بیش از بیست سال قبل، درپیش گرفتید و الآن به ترکستان اتحاد موضع شما، با مواضع سران کفر اروپایی درموضوع جاسوس و نوکر بیگانگان و هماهنگ‌کننده همه اشرار ضد اسلام و جمهوری اسلامی روح الله‌زم منتهی شده است. و در آن به طور مستقیم چشم و چراغ اهل ایمان، و مایه امید مستضعفان، و خار چشم دشمنان اسلام، ومظهر معزّالمومنینی و مذّل الکافرینی امام زمان علیه السلام وعجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف‌، مقام معظم رهبری را هدف گرفته‌اید، بنده را واداشت که چند جمله‌ای با شما صحبت کنم.

شاید برای کسانی که شما را از دور می‌شناسند عجیب و تازه باشد ولی برای کسانی که از نزدیک باشما معاشرت داشته‌اند نه تازه است نه عجیب. مشابه این مواضع از بیش از بیست سال قبل در منزل شما توسط فرزندتان محمد آقا و دوستان و همفکرانش تقریباً بدون رودبایستی و ملاحظه نسبت به حضرت آقا مطرح می‌شد و بعضاً به گوش شما هم می‌رسید.

برخورد حضرت آیه‌الله خوشوقت با شما و مخالفت ایشان با کاندیدا شدن فرزندتان محمدآقا برای نمایندگی مجلس در لیست جناح چپ و آقای مهدی کروبی و در نتیجه جداشدن شما از ایشان و سپس مواضع شما برعلیه ایشان که اشاره فهم‌ها آنرا می‌فهمیدند یک نمونه است از سابقه دراز طرز تفکر شما.

جدا شدنتان از جلسه هفتگی فضلای کرمانشاهی و جدا شدن آنها از شما نمونه دوم است؛ بنابراین شما تازه به این موضع نرسیده‌اید، آنچه تازه است تصریح به این موضع و تقابل علنی درفضای مجازی است.
ای کاش وقت می‌گذاشتید و می‌دیدید و می‌شنیدید که دشمنان اسلام و این آب و خاک چقدر از موضع شما شادمان و در مقابل چقدر دل خانواده‌های شهدا و کسانی که از همه چیز خود برای نظام مایه گذاشته‌اند را به درد آوردید.

بنده چند سوال را محضرتان مطرح می‌کنم امید است تأمل در این سوالات برای شما تنبهی و برای کسانی که از موضع شما رنجیده شدند تسلایی باشد.

سوال اول
اغلب کسانی که با حوزه و روحانیت سر و کاری دارند، از مواضع آیت‌الله بهجت و آیت‌الله بهاءالدینی و آیت‌الله خوشوقت و آیت‌الله حسن زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی و علامه مصباح یزدی نسبت به مقام معظم رهبری آگاه‌اند و جنابعالی دربسیاری از منابر و جلسات با امی و خاطره‌ای و حرفی و نقلی از آیت‌الله بهاء‌الدینی و آیت‌الله بهجت رحمت‌الله علیهما، مجلس را متبرک و مزین می‌کردید و اصولاً بخش عمده‌ای از جاذبه شما برای جوانان چه حوزوی چه دانشگاهی به خاطر این بود که روح و جانشان از طریق شما با افکار و نصایح این قله‌های عرفان و علم و عمل پیوند می‌خورد، حال آیا درست است که کسی با نام این بزرگان در دل جامعه جا باز کند و شهره آفاق شود و سپس ناباورانه همه را به موضعی در تقابل صدوهشتاد درجه‌ای با موضع اساتید خود دعوت کند؟

سوال دوم
اگر جنایتکارانی دزدانه در جایی امنیت کشور و مردم را مورد تهدید قرارداده‌اند، بر اساس وظیفه شرعی و قانونی در کمترین زمان ممکن آنان را شناسایی و دستگیر و به محکمه تحویل می‌دهند و در نهایت حکم دادگاه است که درباره آنان اجرا می‌شود، حال به چه حسابی از نظر شما نظام و مسئولان نظام باید پاسخگو باشند ولی جنابعالی که با نقش موثر فرهنگی و تبلیغی خود که عده کثیری را به کسوت سربازی نظام درآورده و عده بیشتری را با سخنرانی‌های خود در مسیر خدمت به نظام در نهادهای مختلف مصمم‌تر کرده‌اید، نباید پاسخگو باشید؟ به نظر خودتان این دوگانگی عجیب نیست؟

سوال سوم
می‌گویید ایشان از فلان تاریخ مسئول همه خون‌هایی است که ریخته شده؛ عرض می‌کنم چرا ایشان را مسئول نجات کشور عزیز لبنان اشغال شده از زیر چکمه‌های رژیم جعلی و نژادپرست اشغالگر قدس نمی‌دانید؟
چرا ایشان را مسئول نجات کشور سوریه و مردم مسلمان و مسیحی و سنی و شیعه آن از چنگال آمریکا و متحدان اروپایی و سران کشورهای عربی که از تمام میراث عظیم غیرت و شجاعت و تعصب ملت و قوم بزرگ عرب فقط یک روسری قرمزرنگ را ارث برده‌اند معرفی نمی‌کنید؟

چرا ایشان را مسئول نجات کشور عراق و عتبات عالیات که داعش آمریکا ساخته که تا چهل کیلومتری بغداد وحرمین کاظمین پیشروی کرده بودند، خطاب نمی‌کنید ؟ همه حتی دشمنان می‌دانند اگر نبود درایت و شجاعت امام خامنه‌ای و سردار رشیدش سلیمانی و فداکاری سربازان غیور پاکستانی و افغانستانی و ایرانی و عراقی و لبنانی‌اش، الان کشور عراق دربست دراختیا ر داعش (می‌نویسم داعش ولی شما بخوانید آمریکا و اسراییل و آل سعود بدتر از صهیونیست‌ها) بود و چه بسا زبانم لال به جای یک بقیع ویران درمدینه چهار بقیع در کربلا و نجف و کاظمین و سامرا داشتیم.

چرا ایشان را مسئول جلوگیری از این فجایع نمی‌شمارید؟ چرا ایشان را مسئول حفظ جان و مال و ناموس ده‌ها هزار مسلمانان محبّ اهل بیت و شیعیان که قطعاً در صورت تسلط داعش سرشان در کربلا و نجف و کاظمین درحرم و صحن و سرای ائمه علیهم‌السلام از‌ بدن جدا می‌شد خطاب نمی‌کنید؟

سوال چهارم

شما تمام کسانی که در این چهل سال کشته شده‌اند را مظلوم می‌دانید. جناب امجدی در این چهل سال لیست بلند بالایی از سران ارتش ستمشاهی و فرماندهان حکومت نظامی گرفته تا عناصری از سازمان منافقین خلق و منفجرکنندگان حزب جمهوری‌اسلامی و قاتلان شهید بهشتی و یارانش و انفجار نخست‌وزیری و شهادت رجایی و باهنر و انفجار دادستانی و شهادت شهید قدوسی و عوامل شهادت شهدای محراب و کسانی که پاسداران را شکنجه کردند و سوزاندند و در سر سفره افطار حزب‌اللهی‌ها را کشتند و در کوچه و خیابان و مغازه بیش از دوازده هزار نفر را به جرم ریش داشتن و پاسدار بودن کشتند و تا عناصر براندازی از حزب توده و عناصری از کومله و دمکرات که پاسداران را جلوی پای عروس و دامادشان سربریدند تا برسد به ریگی که آن همه از پاسداران و مردم عادی هم مذهب و هم استانی خود را کشت و عوامل شهدای هسته‌ای و و و و در این چهل سال لیست بلند بالایی از این جانیان به سزای اعمال جنایتکارانه خود رسیدند؛ عده‌ای از این جنایتکاران (البته به قول شما شهیدان و مظلومان) در زمان رهبری امام رضوان‌الله علیه و عده‌ای در زمان رهبری حضرت آقا به سزای اعمال خود رسیدند جنابعالی در دو کلمه برای این جنایتکاران آن هم برای همه‌شان حکم شهادت به معنای مظلومیت صادر می‌کنید؟ فکر نکردید با این حرف چه حق‌کشی بزرگی کردید؟ لازمه حرف شما ظالم بودن صدها قاضی و دادستان و دادگاه است؛ آیا چنین قضاوتی که با دو کلمه هزاران جانی را تبرئه و مظلوم معرفی کند و صدها دادستان و قاضی و محکمه را یکجا ظالم معرفی می‌کند در جای دیگری سراغ دارید؟


فرضاً روح‌الله زم جاسوس برانداز و تحریک‌کننده شنوندگان و بینندگان رادیوها و تلویزیون‌ها و کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای به خیابان ریختن و کشتن و آتش‌زدن حکمش اعدام نباشد و مظلوم کشته شده باشد؛ آیا هیچ منصفی یک مورد و یک قضیه را به چهل سال تعمیم می‌دهد؟ جناب آقای امجدی گمان نمی‌کنم پاسخ صحیح به این سوالات چندان مشکل باشد.

جسارت حقیر را ببخشید که این مطلب را خدمت شما عرض می‌کنم ؛ فقط یک شرط دارد و آن این است که آن عینکی که فرزندتان محمدآقا و همفکرانش به چشم شما زده‌اند را عوض کنید. شما بهتر از ما می‌دانید که در گذشته و در زمان حال چقدر فرزندان در تغییر مسیر پدران نقش داشته‌اند؛ احتمال بدهید هر قدر هم که احتمال ضعیف باشد ولی چون محتمل (تحت تاثیر قرارگرفتن) بسیار مهم است جناب عالی یکی از آن پدران باشید.

درپایان برای شما و خودم و همه اهل ایمان طلب عاقبت به خیری می‌کنم. و از اینکه در آستانه سالگرد شهادت سردار دلها که شهاتش دل همه را سوزاند واشکها را جاری کرد با این سخنان دلهایی را سوزاندید و جانیانی را مظلوم و شهید معرفی و با این سید مظلوم با این لحن و بیان سخن گفتید، اظهار تاسف می‌کنم.
دوست قدیمی سید علی‌اکبر نوری

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ســـــیاســـــی , ,
:: بازدید از این مطلب : 80
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

22 مهر پارسال که روح‌الله زم، مدیر کانال "آمدنیوز" دستگیر شد، تن خیلی‌ها لرزید، آنها که "گرا" می‌دادند و اطلاعات کشور را می‌فروختند، کسانی که برای ارضای نیّات شهوانی خود دل در گروی دشمنان این مردم و نظام سپرده بودند و در مقابل، زنده شدن خاطرات تلخ برای مادران و پدرانی که جگرگوشه‌های خود را به‌دلیل تحریک‌پذیری و عملکرد آمدنیوز، از دست داده بودند.

یکی از عملیات‌های منحوس آمدنیوز، دمیدن به آتش غائله دراویش در گلستان هفتم بود؛ غائله‌ای که اوج اقدامات جنایتکارانه و تروریستی مدعیان آزادی و صلح بود. در این غائله 3 مأمور نیروی انتظامی با نام‌های "امامی"، "بایرامی" و "علمدار" به‌شهادت رسیدند همچنین یک جوان بسیجی که جانش را برای امنیت مردم نثار کرد؛ "شهید محمدحسین حدادیان".

بالاخره در 22 آذر ماه، حکم دادگاه در قبال روح‌الله زم اجرا شد و این چهره وابسته به دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی و خاندان آل‌سعود، به دار مجازات آویخته شد.

پروژه شهیدسازی از اعدامی منفور

از ساعتی پس از انتشار خبر اعدام، طبق پیش‌بینی‌های محافل رسانه‌ای، شهیدسازی و مظلوم‌نمایی از روح‌الله زم که دستانش به‌صورت غیرمستقیم به خون بسیاری از هموطنان خود آغشته بود، آغاز شد؛ اقداماتی که دل مادران شهدا که عزیزان آنها در غائله‌هایی مانند غائله دراویش به شهادت رسیده بودند، به‌درد آمد؛ مادر شهید حدادیان یکی از این مادران شهداست که گله‌ها و دلی دردمند از پروژه مظلوم‌نمایی از چهره خبیثی مانند روح‌الله زم دارد.

پای درددل خانم تاجیک، مادر شهید حدادیان می‌نشینیم؛ خانم تاجیک با توجه به نقشی که روح‌الله زم در به شهادت رسیدن جگرگوشه‌اش داشته است به‌واسطه آتش تهیه‌ای که آمدنیوز در غائله دراویش ریخت، حالا باید از اعدام زم خوشحال باشد اما می‌گوید: "بعد از اعدام زم، پیام‌هایی به دست من می‌رسید که در آن گفته می‌شد، «ما از اعدام کسی که به‌نوعی در شهادت محمدحسین دست داشت خوشحال شدیم»، اما ما جواب‌های این بچه‌ها را هم ندادیم؛ به‌دلیل حس انسانی خودمان، می‌دانستیم خانواده زم داغدار هستند، درست است که او فردی خائن بود اما نخواستیم به گردن خانواده او چیزی را تحمیل کنیم و آنها اذیت شوند و عکس‌العملی نشان ندادیم، حتی از ما می‌پرسیدند که «چرا شما ابراز شادی نکردید چون او در شهادت محمدحسین مؤثر بود؟»، جواب ما این بود که «ما به‌خاطر جهات انسانی در خودمان این احساس را خفه کردیم؛ به هر حال انسان از مرگ کسی خوشحال نمی‌شود ولو اینکه او جنایت کرده باشد»".

تا اینجا مبهوت کار خانواده‌ای هستیم که شادی خود را در درد و رنج دیگران نمی‌بینند اما گله‌ها از زمانی آغاز می‌شود که شرمندگی خانواده‌ای که فرزندشان در حق یک ملت مرتکب جنایت شده است به طلبکاری تغییر وضعیت دهد!

خانواده زم به‌جای شرمنده‌بودن، طلبکار شدند!

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "چند روز بعد از اعدام روح‌الله زم، دیدیم خانواده او به‌جای اینکه شرمنده باشند از اینکه یکی از اعضای آنها به نظام مقدسی که این‌همه خون به پای آن ریخته شده است خیانت کرده، طلبکار است! پدر روح‌الله زم مظلوم‌نمایی می‌کند و این برای من دردآور است؛ او نامه‌ای منتشر و در آن ابراز احساسات کرده و به‌نوعی دیگر پسرش را معرفی کرده است، در حالی که روح‌الله زم مظلوم نبود، مظلوم محمدحسین من بود که در خیابان در دفاع از نظام و در دفاع از مردم و امنیت، آن‌طور فجیع به شهادت رسید".

شهید , فضای مجازی , شهدای نیروی انتظامی|شهدای ناجا , روح‌الله زم ,

اشاره خانم تاجیک به انتشار نامه‌ای از سوی پدر روح‌الله زم است که در روز اعدام پسرش منتشر شد؛ او در این نامه که خاطره‌گویی آخرین ملاقات خانواده یک روز قبل از اعدام بود، روح‌الله زم را دارای چهره‌ای نورانی و لایق امامت جماعت توصیف کرده بود!

سربازان فضای مجازی کجا هستند؟

مادر شهید حدادیان ادامه می‌دهد: "تأسف خوردم که چرا کسانی که در فضای مجازی فعال هستند، نیامدند شهادت محمدحسین و شهادت آن سه مأمور عزیز نیروی انتظامی را مقابل نامه پدر روح‌الله زم بگذارند؛ مگر من مادر نبودم و مگر پدر محمدحسین پدر نبود؟ فرزند ما در مقام دفاع این‌طور مظلومانه به شهادت رسید و فرزند آن آقا در مقام خیانت بود؛ اگر من به‌جای پدر روح‌الله زم بودم، سرم از شرم پایین بود و از همه مردم عذرخواهی می‌کردم نه اینکه این نامه را بنویسم و نمک به زخم زخم‌خوردگان بپاشم."

آنها که به زم خوراک اطلاعاتی می‌دادند الآن اشک تمساح می‌ریزند

خانم تاجیک به گروهی از افراد که به روح‌الله زم کمک می‌کردند هم اشاره می‌کند و می‌گوید: "کسانی که به‌نظرم آن‌قدر نالایق هستند که نمی‌خواهم اسم آنها را به‌زبان بیاورم در فضای مجازی آمده‌اند و پیام‌هایی در دفاع از زم می‌گذارند! در مقابل اعدام بحق جاسوسِ وطن‌فروش اشک تمساح می‌ریزند؛ می‌آیند و آه و فغان می‌کنند، به‌نظر من اینها، همان‌هایی هستند که در سال 96 خوراک به روح‌الله زم می‌دادند، از داخل مملکت ما خوراک می‌دادند که نتیجه آن این شد؛ بچه‌های غیور مردم و بچه‌های این سرزمین را شهید می‌کردند".

جای شهید و مظلوم عوض شد

ظاهراً برخی خیلی علاقه دارند تا جای "جلاد و شهید" را عوض کنند! آن جوانی که برای حفاظت از جان و مال و ناموس مردم مقابل مشتی جلاد ایستادگی کرد و در آخر به شهادت رسید، حالا عده‌ای مقابل این شهدای مظلوم ایستاده‌اند تا جنایت چهره‌ای مانند زم را تطهیر کنند!

خانم تاجیک در ادامه سخنانش می‌گوید: "بعد از اعدام زم، به من گفتند «بیانیه صادر کنید.»، در جواب گفتم «بیانیه من دردی را دوا نمی‌کند و نمی‌تواند آن مظلومیت شهادت محمدحسین را بازگو کند؛ می‌خواهید مظلومیت پسرم را بدانید؟ کلیپ بعد از شهادت محمدحسین را ببینید، کلیپی را که از معراج‌الشهدا به خانه آمده‌ایم ببینید که به بچه‌هایم می‌گویم که محمدحسین را در معراج چگونه دیدم؛ آنجاست که مظلومیت محمدحسین بلند است»".

 
تعداد بازدید : 63
 

 بعد این را می‌گوید و در حالی که به‌سختی بغض سنگین نهفته در گلویش را فرو می‌خورد، ادامه می‌دهد: "این وظیفه سربازان مجازی است که بیایند واقعیت را تبیین و ذهن جامعه را روشن کنند؛ نه اینکه این آقا بیاید فرزند جنایتکار خائن خودش را بگوید «این‌قدر نورانی شده بود که من پیشنهاد دادم امام جماعت بایستد و او قبول نکرد!»".

اقتدا به کسی که منکر اصل و اساس است

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "وقتی بچه شما در فلان تاریخ می‌آید و همه چیز را منکر می‌شود؛ چه‌جوری می‌گویید که «بچه ما می‌خواست برود زیارت اباعبدالله(ع) و اینها نگذاشتند؟ پسر ما می‌خواست زائر شود و اینها نگذاشتند؟»، وقتی پسر شما اصل و اساس را قبول ندارد و امام حسین(ع) را زیر سؤال می‌برد، چه‌جور می‌خواست زائر امام حسین بشود؟ این درد است برای ما که متأسفانه اینها بیایند جای جلاد و شهید را عوض کنند و خواهر زم بیاید بگوید که «دنیا باید پای مظلومیت روح‌الله بایستد!»، چه مظلومیتی؟! وقتی پیام‌هایی را که خانواده زم منتشر می‌کنند نشان من می‌دهند، واقعاً آتش می‌گیرم؛ از خودم می‌پرسم؛ پس بچه‌های حزب‌اللهی کجا هستند؟ چرا نیامدند این فیلم معراج محمدحسین را منتشر کنند؟".

شاید وارونه‌نمایی در این خانواده ریشه دارد، روزی روح‌الله زم در یک وارونه‌نمایی بزرگ به شهدا و احساسات خانواده شهدا توهین کرد و این توهین، با وارونه جلوه دادن حقیقت بود؛ از زشت معرفی کردن زیبایی و از بیان حسدها و عقده‌هایی که در آخر به اعدام انجامید.

توهین زم به شهید حدادیان

خانم تاجیک ادامه سخنانش را این‌طور بیان می‌کند: "آقای روح‌الله زم در کانال آمدنیوز عکس محمدحسین را گذاشت و گفت که «شهدا چقدر چهره‌هایشان کریه است؟!»، به‌قول این آقایان، محمدحسین که شهید است چهره‌اش کریه است اما روح‌الله زم که جنایتکار و خیانتکار است چهره‌اش نورانی است؟ این یعنی چه؟ یعنی جای جلاد و شهید را عوض کردن؛ به این راحتی آن هم در فضایی که این‌همه بچه حزب‌اللهی‌ها هستند؛ متأسفانه فعالان مجازی آن کارایی را که باید داشته باشند ندارند".

 

 
تعداد بازدید : 40
 

دیدار مادر شهید حدادیان با خواهر روح‌الله زم

مادر شهید حدادیان ادامه می‌دهد: "من بعد از اعدام زم ساکت بودم و می‌گفتم که به‌هرحال یک جنایتکار که عامل این‌همه خون ریخته‌شده است، اعدام شد اما الآن انتقاد دارم؛ من روح‌الله زم و کسانی را که او را همراهی می‌کردند در شهادت محمدحسین مقصر صددرصد می‌دانم، از کسانی که در داخل کشور، اطلاعات را به او می‌‌رساندند تا آن پادوهایی که دم‌دستش بودند، همه اینها یک سناریو بودند، یک نوشته‌‌ای بودند از سمت دشمن و پیاده‌نظام دشمن بودند برای اجرا کردن این برنامه، همه آنها را مقصر می‌دانم و نمی‌توانم از آنها بگذرم".

پیامی که از این بخش از سخنان خانم  تاجیک دریافت می‌کنیم این است که مادر شهید حدادیان هرگز نتوانسته است کسانی را که در شهادت جگرگوشه‌اش دست داشته‌اند ببخشد و فراموش کند.

وی می‌گوید: "یکی از خواهران روح‌الله زم که منزلشان در نزدیکی ماست به امامزاده علی‌اکبر(ع) چیذر و سر مزار شهید محمدحسین حدادیان می‌آیند، می‌دانید خانم‌ها عاطفی هستند و به مرگ کسی راضی نمی‌شوند؛ آن خواهر زم به‌تازگی پیش ما آمده بود، به او گفتم که «من برای آقای روح‌الله زم متحیرم، تا الآن نتوانسته‌ام برای برادر شما یک خدا بیامرز بگویم، فقط به خدا گفتم که "خدایا، به خودت واگذار می‌کنم و خودت هرجور صلاح می‌دانی جزایش را بده!"».

زم را هیچ‌گاه انکار نکردند!

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "ما این‌همه متانت و صبوری به‌خرج دادیم، می‌توانستیم مثل اینها بی‌محابا حرف بزنیم ولی این کار را نکردیم چون به‌هرحال خانواده‌اش گناه دارند و اذیت می‌شوند و به‌قول معروف ما نباید ابراز شادی کنیم که خانواده او ناراحت شوند؛ ما حرمت آن خانواده را ولو خانواده جنایتکار بوده باشد، ولو خانواده خائن وطن‌فروش باشد حفظ کردیم اما فراموش نکنیم که روح‌الله زم فرزند او بود؛ اگر من فرزندم به راه درست نرود و خط من از فرزندم جدا باشد، بلافاصله از فرزندم اعلام برائت می‌کنم؛ وقتی که پدر روح‌الله زم نیامده است از پسرش اعلام برائت کند، حتماً در خط اوست! نمی‌توانم این را صریح اعلام کنم اما قرائن این را نشان می‌دهد.

وقتی شما اعلام برائت و بیزاری نمی‌کنی یعنی کارهای او را تأیید می‌کنی! دو راه پیشِ‌روی پدر روح‌الله زم بود؛ یا تأیید کند یا اعلام برائت از فرزندش و از این دو راه خارج نیست اما پدر روح‌الله زم از پسرش اعلام برائت نکرد!".

سکوت خانواده حدادیان و طلبکاری خانواده زم!

کارهای رسانه‌ای بعدی که خانواده زم انجام دادند، دل خانواده شهید حدادیان را بیشتر به درد آورده است؛ خانم تاجیک دراین‌باره می‌گوید: "ما می‌دانستیم که آقای زم در شهادت آقا محمدحسین صددرصد مقصر است اما به‌خاطر مسائل انسانی چیزی نگفتیم و ابراز شادی نکردیم تا خانواده او را بیش از این ناراحت نکنیم؛ هیچ ابراز احساساتی نکردیم اما چرا اینها باید طلبکار باشند و خواهر او بگوید که «باید دنیا در مقابل مظلومیت روح‌الله زم بایستد.»؟! این جمله خیلی دل من را به درد آورد؛ گفتم کدام مظلومیت؟ مظلومیت را شهید محمدحسین داشت، مظلومیت را شهید امامی و شهید بایرامی و شهید علمداری داشتند که در لباس نیروی انتظامی به‌واسطه تحریکات زم رفتند زیر چرخ‌ ماشین دراویش".

وی در ادامه برخی وقایع غائله دراویش در گلستان هفتم را این‌گونه بازگویی می‌کند: "اتوبوسی که به‌راه انداخته شد و گلوله‌بارانی که محمدحسین را شهید کرد همه به‌تحریک همین روح‌الله زم بود؛ محمدحسین یک لحظه قبل از شهادت برای پدرش پیام می‌دهد که «بابا! کانال آمدنیوز روش تهیه کوکتل‌مولوتف را آموزش می‌دهد. بابا! آمدنیوز آموزش می‌دهد که به‌چه‌صورت مأموران نیروی انتظامی را قفل کنند».

فریاد محمدحسین از این آموزش‌ها بلند بود؛ محمدحسین این‌قدر به قضیه اشراف دارد و می‌داند که این غائله از ناحیه آمدنیوز تغذیه می‌شود و خودش می‌رود و سینه سپر می‌کند که اینها نتوانند به اهداف پلیدشان برسند، این بچه مظلوم واقع شده است؛ نه اینکه آنها بروند جنایت‌هایشان را بکنند و پول‌هایشان را بگیرند و کِیفشان را کنند و وقتی هم با اعدام مجازات می‌شوند، عَلَم کنند که «او شهید و مظلوم است و پای مظلومیتش بایستید.»! کدام مظلومیت؟!".

(حدادیان از زبان مادر)

لزوم روشنگری جریان رسانه‌ای انقلاب در فضای مجازی و در سریال‌های تلویزیونی

مادر شهید محمدحسین حدادیان الآن چه مطالبه‌ای دارد؟ خانم تاجیک در پاسخ می‌گوید: "بچه‌حزب‌اللهی‌ها بیایند وسط کار و روشنگری کنند؛ من رسیدگی قضایی را کاری ندارم. همان ابتدا هم محمدحسین شهید شد، وقتی شکایت کردیم شکایت ما از فرقه دراویش بود، بعد از دستگیری زم هم به ما پیشنهاد دادند که از او شکایت کنیم که ما نرفتیم، به‌هرحال او به مجازات رسید اما دست‌های پنهان پرونده یکی بعد از دیگری رو می‌شود و آنها هم به سرنوشت روح‌الله زم دچار خواهند شد".

سناریوی 40ساله

او در خلال سخنانش خواسته‌ای را مطرح می‌کند که جالب است؛ پرداختن به غائله دراویش در قالب سریال تلویزیونی؛ می‌گوید: "در اصفهان در یک سخنرانی از سازندگان سریال گاندو تشکر کردم و به تهیه‌کننده آن گفتم «منتظرم و امیدوارم روزی سریالی ساخته شود که عوامل غائله دراویش در گلستان هفتم رو شود»، چون آن یک اتفاق معمولی نبود و برنامه‌ای هدفمند بود که الحمدلله با ریخته شدن خون محمدحسین و دیگر شهدا جمع شد و در نطفه خفه شد اما نباید بگوییم با این خفگی، آن غائله تمام شده است؛ 40 سال است که ما این برنامه را داریم، اینجا خاکستر روی آتش می‌ریزند و جای دیگری آتش گُر می‌گیرد، نمی‌خواهند که نظام باشد و این تا زمان ظهور حضرت [صاحب الزمان(عج)] ادامه دارد که هیچ کدامشان هم به سرانجام نمی‌رسد که البته تا الآن هم نرسیده است. از جوانانی که در این عرصه فعال هستند درخواست دارم سریالی بسازند و زوایای غائله دراویش را برای عموم مردم باز کنند".

رؤیاهای صادقانه

در ادامه، مادر شهید حدادیان از تاب‌نداشتن برای جدایی از فرزند شهیدش می‌گوید اما دلخوش به وعده قرآن است که شهدا، زنده هستند و هر از چندگاهی، نشانه‌های زندگی محمدحسین حدادیان را به او می‌رسانند، مانند خانم معلم قرآن از سرخس که تا همین چند وقت قبل شناختی از محمدحسین حدادیان نداشت و الآن او را د