میعادگاه : کـــرج . محمدشهر . ابتدای عباس آباد.بیت المهــــــــدی (عج

منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



لینک دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 60
بازدید دیروز : 1970
بازدید هفته : 60
بازدید ماه : 59507
بازدید کل : 891001
تعداد مطالب : 3392
تعداد نظرات : 51
تعداد آنلاین : 7

آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 3392
:: کل نظرات : 51

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 7
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 60
:: باردید دیروز : 1970
:: بازدید هفته : 60
:: بازدید ماه : 59507
:: بازدید سال : 308454
:: بازدید کلی : 891001
نویسنده : گمنام
پنج شنبه 7 اسفند 1399
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ حميدرضا برقعي
 
مولای ما نمونه دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
 
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
 
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
 
سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
 
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
 
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرئیل واژه بهتر نداشته است
 
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است
 
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: شـــعرآیینــــی , ,
:: بازدید از این مطلب : 65
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
پنج شنبه 7 اسفند 1399

آیات عظام نوری همدانی، علوی گرگانی و مکارم شیرازی با توجه به تفاوت ماه رجب و ایام البیض سال ۱۴۴۲ هجری قمری با ادوار گذشته و نظر به اینکه شیوع ویروس منحوس کرونا باعث تعطیلی مراسم مذهبی این ماه از جمله اعتکاف در مساجد شده است، بر انجام اعمال ویژه ماه رجب به‌ صورت فردی و برگزاری مراسم دعا، توبه و استغاثه توسط شیعیان در زمان مشخص تأکید کردند.

در قسمتی از متن پیام آیت‌الله نوری همدانی آمده است:

حضرت امیرالمؤمنین می‌فرمایند: اگر مردم از گناهان خود توبه کنند و به‌ جانب خداوند که پناهگاه عالم هستی است برگردند، خداوند ارحم‌الراحمین و توبه پذیر، از گناهان آن‌ها می‌گذرد و مجدداً آن‌ها را مشمول نعمت‌های خود قرار می‌دهد.

بنابراین تذکر و پیشنهاد ما این است مردم مؤمن و متعهد اگر اجتماع فکری و روحی نه اجتماع مکانی داشته باشند، چون خدا دعا در حال اجتماع را دوست می‌دارد و به اجتماع عنایت دارد، در یک روز و یک ساعت همگی در جای خود حالت تضرع و توبه و توسل پیدا کنند انشاء الله خداوند این بلا را از جامعه بشری رفع می‌کند.

همچنین بخشی از متن پیام آیت‌الله مکارم شیرازی به این شرح است:

گرچه برای اعتکاف زمان خاصی در اسلام در نظر گرفته نشده ولی انتخاب سه روز در نیمه ماه رجب که از یک‌سو با عطر زادروز خجسته مولی‌الموحدین و امام المتقین امیرالمؤمنین (ع) آمیخته ‌شده و از سوی دیگر با ایام ماه رجب که ماه ویژه عبادت و بندگی خداست و اعمال ویژه أم داوود برای حل مشکلات و برآمدن حاجات در آن وارد شده، اهمیت خاصی را به اعتکاف در این ایام بخشیده است.

من به همه شما عزیزان مخصوصاً جوانان بسیار عزیز درود می‌فرستم و عرض می‌کنم هر چه می‌خواهید از خدا بخواهید و تا می‌توانید با او راز و نیاز کنید، و تا آنجا که توان دارید تقوا و پاکی و ایمان و اخلاص را در وجود خود ذخیره‌سازی کنید و لذت مناجات باخدا را با هیچ‌چیز مبادله ننمایید و سرانجام برای حل مشکلات همه مسلمین جهان دعا کنید.

آیت‌الله علوی گرگانی نیز با بیان اینکه ماه رجب، ماه شرافت و عزت است و ماهی است که بسیار مورد لطف و عنایت ائمه علیهم السلام بوده و پیامبر اکرم (ص) نیز در این خصوص می‌فرمایند که خداوند ماه رجب را برای امت من قرار داده است عنوان داشتند: رجب ماه تضرع و دعاست در کتب دینی و احادیث حضرات معصومین علیهم السلام؛ خواندن دعا در این ماه بسیار سفارش شده است همچنین در روایت آمده است که در روز قیامت دسته‌ای از بندگان با ندای «این الرجبیون» فراخوانده می‌شوند و بزرگان دین از فیض ماه رجب به برکات متعالی دست‌یافته‌اند.

خواهران و برادران متدین ملت شریف ایران مراقب باشید تا این ماه را از دست ندهید و از آن محروم نشوید همچنین وجود مقدس امام زمان (عج) را در این ماه بسیار یاد کنید و فرج ایشان را از خداوند بخواهید. همه گرفتاری‌های ما این است که عصر (عج) غایب هستند و اگر ظهور محقق شود تمام مشکلات و گرفتاری‌ها برطرف می‌شود.

همچنین آیات عظام تقلید به روزه گرفتن در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ماه رجب، قرائت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام و توسل به سیدالشهدا علیه السلام، زمزمه ذکر شریف «استغفرالله و اسئله التوبه»، نماز جعفر طیارو انجام اعمال ام داوود تأکید کردند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 69
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
پنج شنبه 7 اسفند 1399

دختر جوان وقتی از خواب بیدار شد، نفهمید ماجرای آنچه در رویا دید، چه بود. چادر را روی سر انداخت و رفت خانه زنی که در شهر به مذهبی بودن شهره بود. 

برای آن خانم تعریف کرد: نوری را از آسمان به دامنم فرستادند، اما نتوانستم آن را نگه دارم و دوباره به آسمان برگشت. خانم گفت: خدا فرزندی به تو خواهد داد که مقام بالایی به دست می‌آورد.

دختر جوان به خانه آمد و مدتی بعد فهمید خدا فرزندی به آنها داده است. اول ماه رمضان، کودک متولد شد و نامش را احمد گذاشتند. نان حلال پدر و صفا و سادگی مادر بر نهاد احمد اثر کرد. مدرسه می‌رفت که شنید استاد مرتضی مطهری برای سخنرانی به شهرشان بهشهر آمده است. با خانواده پای سخنرانی شهید مطهری نشست و این استاد اخلاق دقایقی از ظلم و فساد دستگاه پهلوی سخن گفت.

وقتی احمد به خانه برگشت گوشه‌ای نشست و شروع کرد به اشک ریختن.

مادر تعجب کرد و علتش را پرسید. احمد گفت: بعد از شنیدن این صحبت‌ها دیگر دوست ندارم درس بخوانم و کاره‌ای شوم تا در این حکومت فاسد بخواهم خدمت کنم. با هزار زحمت اما بالاخره رضایت داد برود و امتحاناتش را بدهد. 

کم کم نوجوانی او طی شد و شروع دوره جوانی‌اش مصادف شد با مبارزه علیه آنچه احمد را در اطرافش آزار می‌داد. حالا با نام مردی آشنا شده بود که عَلَم نابود کردن طاغوت را بلند کرد. همان مردی که سال‌ها بعد به قدری احمد مرید او شده بود که می‌گفت: اگر روزی امام خمینی بگوید سربازان من نفس نکشند، بدون هیچ سوالی امرش را اطاعت خواهم کرد. 

احمد در فعالیت‌های انقلابی جزو افراد موثر بود و حتی یک‌بار نزدیک بود به همین خاطر شهید شود اما توانست از دست ماموران شهربانی فرار کند و فقط تیری به پایش اصابت کرد. 

انقلاب پیروز شد و احمد خیلی دوست داشت به صف مبارزه علیه اسراییل ملحق شود. می‌خواست خود را به فلسطین برساند که ماجرای شهر گنبد و تشنج ضدانقلاب در غرب کشور پیش آمد. احمد جزو اولین کسانی بود که خود را به کردستان رساند و آنجا مجروح هم شد

همان ایام توانست در دانشگاه مشهد قبول شود، اما تصمیم گرفت برود سربازی. زیرا فکر می‌کرد در آن مقطع از تاریخ کشورش باید آموزش سلاح و تیراندازی ببیند. 

با شروع جنگ تحمیلی، احمد این بار جهاد را در جنوب کشور ادامه داد و حتی به همسرش گفته بود نمی‌توانم زمان زیادی کنارت باشم. بالاخره در ۵ اسفند سال ۶۲ احمد مولایی کوائی در عملیات والفجر ۶، منطقه دهلران به شهادت رسید و پیکر پاکش در بهشت فاطمه شهرستان بهشهر به خاک سپرده شد. 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ایثـار و شهادت , ,
:: بازدید از این مطلب : 65
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 30 دی 1399

در میان سخنان و بیانات آیت‌الله العظمی بهجت رحمه الله علیه موارد بسیاری وجود دارد که درباره مقام و عظمت امام زمان (عج) و لزوم دعا برای فرج و ظهور آن حضرت اشاره کرده است.

 

بخش‌هایی از سخنان آیت‌الله‌العظمی محمدتقی بهجت رحمه‌الله علیه را در خصوص ظهور امام زمان علیه السلام را مورد بازخوانی قرار دادیم. این مطالب گزیده‌ای از سخنان این عالم بزرگوار و حکیم است که پس از تائید دفتر معظم له، منتشر شده است.

 

سلام بر امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

 

حضرت خضر علیه السلام که از آب حیات نوشیده هر کجا برود در آنجا سبزه می‌روید، و نیز درباره آن حضرت است که هرکجا ذکر شود آنجا حاضر است و هر وقت او را یاد کردید به او سلام کنید.

 

آیا امکان دارد حضرت حجت عجل‌الله تعالی فرجه الشریف که از او بالاتر است، چنین نباشد؟!

 

با توبه آماده ظهور شویم

 

اگر ظهور حضرت حجت عجل‌الله تعالی فرجه الشریف نزدیک باشد باید هر کسی خود را برای آن روز مهیا سازد. از جمله این که از گناهان توبه کند.

 

همین توبه باعث می‌شود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده است که واقعاً بی‌سابقه است و بلاهای دیگری که تا قبل از ظهور آن حضرت می‌آید، از سر شیعه رفع و دفع شود.

 

ما خود، رییس خود را زندانی کرده‌ایم

 

ما مثل طایفه و گروهی هستیم که رییس خود را حبس نموده است و در بلایا، خود تصمیم جنگ و یا صلح را اتخاذ می‌کند! خودمان کرده‌ایم و اجازه نمی‌دهیم بیاید قضایا را حل کند، با اینکه می‌دانیم اگر بیاید می‌تواند مشکلات را حل کند، ولی باز او را محبوس کرده‌ایم.

 

بنابراین اگر میلیون‌ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص وحید و تنهاست که هیچ ناصر و معین و یار و یاوری ندارد! زیرا ما در بیداری درست به وظیفه خود عمل نمی‌کنیم، با این حال منتظر هستیم که بیدار شویم و تهجد به جا آوریم.

 

اگر توفیق شامل حال انسان گردد، از حواب بیدار می‌شود و مشغول تهجد می‌گردد ولی اگر توفیق نباشد، چنانچه بیدار هم بشود از آن‌ها بهره نمی‌برد.

 

تشرف به خدمت امام عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

 

در این شداید و گرفتاری‌ها و جنگ میان برادران مسلمان و شیعه، قاعده‌اش این است که خود حضرت عجل‌الله تعالی فرجه الشریف به خدا متوسل باشد و برای تثبیت عقاید اهل ایمان اظهار وجودی کند. تشرف به خدمت ایشان و دیدن آن حضرت هم نوعی تثبیت عقاید است.

 

به خاطر گناهان ما...

 

در زیارت حضرت غائب عجل‌الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: «السلامُ علیکَ أیّها المّهَذَّبُ الخائِف؛ سلام بر تو ای آراسته بیمناک!» با اینکه اگر انسان خائن باشد، باید خائف باشد و بترسد. چون آدم مهذب و بی‌گناه و پاک از کسی ترسی ندارد. اما آن حضرت با آن حریم پاک، از اظهار خود خائف است.

 

بنابراین از گناه ما و به خاطر اعمال ماست که آن حضرت هزار سال در بیابان‌ها دربه‌در و خائف است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: مــهـــــدویــــت , ,
:: بازدید از این مطلب : 129
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

حجت‌الاسلام علی اکبر نوری مدرس حوزه علمیه قم و از دوستان سابق آقای محمود امجد نامه مهم و منتقدانه‌ای خطاب به او نوشته است که متن کامل آن در ذیل منتشر می‌شود:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب آقای محمود امجدی

سلام علیکم
عرایض بنده از سر غفلت و فراموشی محبت‌های جناب عالی به حقیر و ده‌ها و صدها طلبه و دانشجوی دیگر و حشر و نشر با شما و استفاده از درس و استماع منبر و روضه‌تان نیست؛ آن حقوق به جای خود محفوظ ولی این راهی که شما از بیش از بیست سال قبل، درپیش گرفتید و الآن به ترکستان اتحاد موضع شما، با مواضع سران کفر اروپایی درموضوع جاسوس و نوکر بیگانگان و هماهنگ‌کننده همه اشرار ضد اسلام و جمهوری اسلامی روح الله‌زم منتهی شده است. و در آن به طور مستقیم چشم و چراغ اهل ایمان، و مایه امید مستضعفان، و خار چشم دشمنان اسلام، ومظهر معزّالمومنینی و مذّل الکافرینی امام زمان علیه السلام وعجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف‌، مقام معظم رهبری را هدف گرفته‌اید، بنده را واداشت که چند جمله‌ای با شما صحبت کنم.

شاید برای کسانی که شما را از دور می‌شناسند عجیب و تازه باشد ولی برای کسانی که از نزدیک باشما معاشرت داشته‌اند نه تازه است نه عجیب. مشابه این مواضع از بیش از بیست سال قبل در منزل شما توسط فرزندتان محمد آقا و دوستان و همفکرانش تقریباً بدون رودبایستی و ملاحظه نسبت به حضرت آقا مطرح می‌شد و بعضاً به گوش شما هم می‌رسید.

برخورد حضرت آیه‌الله خوشوقت با شما و مخالفت ایشان با کاندیدا شدن فرزندتان محمدآقا برای نمایندگی مجلس در لیست جناح چپ و آقای مهدی کروبی و در نتیجه جداشدن شما از ایشان و سپس مواضع شما برعلیه ایشان که اشاره فهم‌ها آنرا می‌فهمیدند یک نمونه است از سابقه دراز طرز تفکر شما.

جدا شدنتان از جلسه هفتگی فضلای کرمانشاهی و جدا شدن آنها از شما نمونه دوم است؛ بنابراین شما تازه به این موضع نرسیده‌اید، آنچه تازه است تصریح به این موضع و تقابل علنی درفضای مجازی است.
ای کاش وقت می‌گذاشتید و می‌دیدید و می‌شنیدید که دشمنان اسلام و این آب و خاک چقدر از موضع شما شادمان و در مقابل چقدر دل خانواده‌های شهدا و کسانی که از همه چیز خود برای نظام مایه گذاشته‌اند را به درد آوردید.

بنده چند سوال را محضرتان مطرح می‌کنم امید است تأمل در این سوالات برای شما تنبهی و برای کسانی که از موضع شما رنجیده شدند تسلایی باشد.

سوال اول
اغلب کسانی که با حوزه و روحانیت سر و کاری دارند، از مواضع آیت‌الله بهجت و آیت‌الله بهاءالدینی و آیت‌الله خوشوقت و آیت‌الله حسن زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی و علامه مصباح یزدی نسبت به مقام معظم رهبری آگاه‌اند و جنابعالی دربسیاری از منابر و جلسات با امی و خاطره‌ای و حرفی و نقلی از آیت‌الله بهاء‌الدینی و آیت‌الله بهجت رحمت‌الله علیهما، مجلس را متبرک و مزین می‌کردید و اصولاً بخش عمده‌ای از جاذبه شما برای جوانان چه حوزوی چه دانشگاهی به خاطر این بود که روح و جانشان از طریق شما با افکار و نصایح این قله‌های عرفان و علم و عمل پیوند می‌خورد، حال آیا درست است که کسی با نام این بزرگان در دل جامعه جا باز کند و شهره آفاق شود و سپس ناباورانه همه را به موضعی در تقابل صدوهشتاد درجه‌ای با موضع اساتید خود دعوت کند؟

سوال دوم
اگر جنایتکارانی دزدانه در جایی امنیت کشور و مردم را مورد تهدید قرارداده‌اند، بر اساس وظیفه شرعی و قانونی در کمترین زمان ممکن آنان را شناسایی و دستگیر و به محکمه تحویل می‌دهند و در نهایت حکم دادگاه است که درباره آنان اجرا می‌شود، حال به چه حسابی از نظر شما نظام و مسئولان نظام باید پاسخگو باشند ولی جنابعالی که با نقش موثر فرهنگی و تبلیغی خود که عده کثیری را به کسوت سربازی نظام درآورده و عده بیشتری را با سخنرانی‌های خود در مسیر خدمت به نظام در نهادهای مختلف مصمم‌تر کرده‌اید، نباید پاسخگو باشید؟ به نظر خودتان این دوگانگی عجیب نیست؟

سوال سوم
می‌گویید ایشان از فلان تاریخ مسئول همه خون‌هایی است که ریخته شده؛ عرض می‌کنم چرا ایشان را مسئول نجات کشور عزیز لبنان اشغال شده از زیر چکمه‌های رژیم جعلی و نژادپرست اشغالگر قدس نمی‌دانید؟
چرا ایشان را مسئول نجات کشور سوریه و مردم مسلمان و مسیحی و سنی و شیعه آن از چنگال آمریکا و متحدان اروپایی و سران کشورهای عربی که از تمام میراث عظیم غیرت و شجاعت و تعصب ملت و قوم بزرگ عرب فقط یک روسری قرمزرنگ را ارث برده‌اند معرفی نمی‌کنید؟

چرا ایشان را مسئول نجات کشور عراق و عتبات عالیات که داعش آمریکا ساخته که تا چهل کیلومتری بغداد وحرمین کاظمین پیشروی کرده بودند، خطاب نمی‌کنید ؟ همه حتی دشمنان می‌دانند اگر نبود درایت و شجاعت امام خامنه‌ای و سردار رشیدش سلیمانی و فداکاری سربازان غیور پاکستانی و افغانستانی و ایرانی و عراقی و لبنانی‌اش، الان کشور عراق دربست دراختیا ر داعش (می‌نویسم داعش ولی شما بخوانید آمریکا و اسراییل و آل سعود بدتر از صهیونیست‌ها) بود و چه بسا زبانم لال به جای یک بقیع ویران درمدینه چهار بقیع در کربلا و نجف و کاظمین و سامرا داشتیم.

چرا ایشان را مسئول جلوگیری از این فجایع نمی‌شمارید؟ چرا ایشان را مسئول حفظ جان و مال و ناموس ده‌ها هزار مسلمانان محبّ اهل بیت و شیعیان که قطعاً در صورت تسلط داعش سرشان در کربلا و نجف و کاظمین درحرم و صحن و سرای ائمه علیهم‌السلام از‌ بدن جدا می‌شد خطاب نمی‌کنید؟

سوال چهارم

شما تمام کسانی که در این چهل سال کشته شده‌اند را مظلوم می‌دانید. جناب امجدی در این چهل سال لیست بلند بالایی از سران ارتش ستمشاهی و فرماندهان حکومت نظامی گرفته تا عناصری از سازمان منافقین خلق و منفجرکنندگان حزب جمهوری‌اسلامی و قاتلان شهید بهشتی و یارانش و انفجار نخست‌وزیری و شهادت رجایی و باهنر و انفجار دادستانی و شهادت شهید قدوسی و عوامل شهادت شهدای محراب و کسانی که پاسداران را شکنجه کردند و سوزاندند و در سر سفره افطار حزب‌اللهی‌ها را کشتند و در کوچه و خیابان و مغازه بیش از دوازده هزار نفر را به جرم ریش داشتن و پاسدار بودن کشتند و تا عناصر براندازی از حزب توده و عناصری از کومله و دمکرات که پاسداران را جلوی پای عروس و دامادشان سربریدند تا برسد به ریگی که آن همه از پاسداران و مردم عادی هم مذهب و هم استانی خود را کشت و عوامل شهدای هسته‌ای و و و و در این چهل سال لیست بلند بالایی از این جانیان به سزای اعمال جنایتکارانه خود رسیدند؛ عده‌ای از این جنایتکاران (البته به قول شما شهیدان و مظلومان) در زمان رهبری امام رضوان‌الله علیه و عده‌ای در زمان رهبری حضرت آقا به سزای اعمال خود رسیدند جنابعالی در دو کلمه برای این جنایتکاران آن هم برای همه‌شان حکم شهادت به معنای مظلومیت صادر می‌کنید؟ فکر نکردید با این حرف چه حق‌کشی بزرگی کردید؟ لازمه حرف شما ظالم بودن صدها قاضی و دادستان و دادگاه است؛ آیا چنین قضاوتی که با دو کلمه هزاران جانی را تبرئه و مظلوم معرفی کند و صدها دادستان و قاضی و محکمه را یکجا ظالم معرفی می‌کند در جای دیگری سراغ دارید؟


فرضاً روح‌الله زم جاسوس برانداز و تحریک‌کننده شنوندگان و بینندگان رادیوها و تلویزیون‌ها و کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای به خیابان ریختن و کشتن و آتش‌زدن حکمش اعدام نباشد و مظلوم کشته شده باشد؛ آیا هیچ منصفی یک مورد و یک قضیه را به چهل سال تعمیم می‌دهد؟ جناب آقای امجدی گمان نمی‌کنم پاسخ صحیح به این سوالات چندان مشکل باشد.

جسارت حقیر را ببخشید که این مطلب را خدمت شما عرض می‌کنم ؛ فقط یک شرط دارد و آن این است که آن عینکی که فرزندتان محمدآقا و همفکرانش به چشم شما زده‌اند را عوض کنید. شما بهتر از ما می‌دانید که در گذشته و در زمان حال چقدر فرزندان در تغییر مسیر پدران نقش داشته‌اند؛ احتمال بدهید هر قدر هم که احتمال ضعیف باشد ولی چون محتمل (تحت تاثیر قرارگرفتن) بسیار مهم است جناب عالی یکی از آن پدران باشید.

درپایان برای شما و خودم و همه اهل ایمان طلب عاقبت به خیری می‌کنم. و از اینکه در آستانه سالگرد شهادت سردار دلها که شهاتش دل همه را سوزاند واشکها را جاری کرد با این سخنان دلهایی را سوزاندید و جانیانی را مظلوم و شهید معرفی و با این سید مظلوم با این لحن و بیان سخن گفتید، اظهار تاسف می‌کنم.
دوست قدیمی سید علی‌اکبر نوری

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ســـــیاســـــی , ,
:: بازدید از این مطلب : 157
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

22 مهر پارسال که روح‌الله زم، مدیر کانال "آمدنیوز" دستگیر شد، تن خیلی‌ها لرزید، آنها که "گرا" می‌دادند و اطلاعات کشور را می‌فروختند، کسانی که برای ارضای نیّات شهوانی خود دل در گروی دشمنان این مردم و نظام سپرده بودند و در مقابل، زنده شدن خاطرات تلخ برای مادران و پدرانی که جگرگوشه‌های خود را به‌دلیل تحریک‌پذیری و عملکرد آمدنیوز، از دست داده بودند.

یکی از عملیات‌های منحوس آمدنیوز، دمیدن به آتش غائله دراویش در گلستان هفتم بود؛ غائله‌ای که اوج اقدامات جنایتکارانه و تروریستی مدعیان آزادی و صلح بود. در این غائله 3 مأمور نیروی انتظامی با نام‌های "امامی"، "بایرامی" و "علمدار" به‌شهادت رسیدند همچنین یک جوان بسیجی که جانش را برای امنیت مردم نثار کرد؛ "شهید محمدحسین حدادیان".

بالاخره در 22 آذر ماه، حکم دادگاه در قبال روح‌الله زم اجرا شد و این چهره وابسته به دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی و خاندان آل‌سعود، به دار مجازات آویخته شد.

پروژه شهیدسازی از اعدامی منفور

از ساعتی پس از انتشار خبر اعدام، طبق پیش‌بینی‌های محافل رسانه‌ای، شهیدسازی و مظلوم‌نمایی از روح‌الله زم که دستانش به‌صورت غیرمستقیم به خون بسیاری از هموطنان خود آغشته بود، آغاز شد؛ اقداماتی که دل مادران شهدا که عزیزان آنها در غائله‌هایی مانند غائله دراویش به شهادت رسیده بودند، به‌درد آمد؛ مادر شهید حدادیان یکی از این مادران شهداست که گله‌ها و دلی دردمند از پروژه مظلوم‌نمایی از چهره خبیثی مانند روح‌الله زم دارد.

پای درددل خانم تاجیک، مادر شهید حدادیان می‌نشینیم؛ خانم تاجیک با توجه به نقشی که روح‌الله زم در به شهادت رسیدن جگرگوشه‌اش داشته است به‌واسطه آتش تهیه‌ای که آمدنیوز در غائله دراویش ریخت، حالا باید از اعدام زم خوشحال باشد اما می‌گوید: "بعد از اعدام زم، پیام‌هایی به دست من می‌رسید که در آن گفته می‌شد، «ما از اعدام کسی که به‌نوعی در شهادت محمدحسین دست داشت خوشحال شدیم»، اما ما جواب‌های این بچه‌ها را هم ندادیم؛ به‌دلیل حس انسانی خودمان، می‌دانستیم خانواده زم داغدار هستند، درست است که او فردی خائن بود اما نخواستیم به گردن خانواده او چیزی را تحمیل کنیم و آنها اذیت شوند و عکس‌العملی نشان ندادیم، حتی از ما می‌پرسیدند که «چرا شما ابراز شادی نکردید چون او در شهادت محمدحسین مؤثر بود؟»، جواب ما این بود که «ما به‌خاطر جهات انسانی در خودمان این احساس را خفه کردیم؛ به هر حال انسان از مرگ کسی خوشحال نمی‌شود ولو اینکه او جنایت کرده باشد»".

تا اینجا مبهوت کار خانواده‌ای هستیم که شادی خود را در درد و رنج دیگران نمی‌بینند اما گله‌ها از زمانی آغاز می‌شود که شرمندگی خانواده‌ای که فرزندشان در حق یک ملت مرتکب جنایت شده است به طلبکاری تغییر وضعیت دهد!

خانواده زم به‌جای شرمنده‌بودن، طلبکار شدند!

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "چند روز بعد از اعدام روح‌الله زم، دیدیم خانواده او به‌جای اینکه شرمنده باشند از اینکه یکی از اعضای آنها به نظام مقدسی که این‌همه خون به پای آن ریخته شده است خیانت کرده، طلبکار است! پدر روح‌الله زم مظلوم‌نمایی می‌کند و این برای من دردآور است؛ او نامه‌ای منتشر و در آن ابراز احساسات کرده و به‌نوعی دیگر پسرش را معرفی کرده است، در حالی که روح‌الله زم مظلوم نبود، مظلوم محمدحسین من بود که در خیابان در دفاع از نظام و در دفاع از مردم و امنیت، آن‌طور فجیع به شهادت رسید".

شهید , فضای مجازی , شهدای نیروی انتظامی|شهدای ناجا , روح‌الله زم ,

اشاره خانم تاجیک به انتشار نامه‌ای از سوی پدر روح‌الله زم است که در روز اعدام پسرش منتشر شد؛ او در این نامه که خاطره‌گویی آخرین ملاقات خانواده یک روز قبل از اعدام بود، روح‌الله زم را دارای چهره‌ای نورانی و لایق امامت جماعت توصیف کرده بود!

سربازان فضای مجازی کجا هستند؟

مادر شهید حدادیان ادامه می‌دهد: "تأسف خوردم که چرا کسانی که در فضای مجازی فعال هستند، نیامدند شهادت محمدحسین و شهادت آن سه مأمور عزیز نیروی انتظامی را مقابل نامه پدر روح‌الله زم بگذارند؛ مگر من مادر نبودم و مگر پدر محمدحسین پدر نبود؟ فرزند ما در مقام دفاع این‌طور مظلومانه به شهادت رسید و فرزند آن آقا در مقام خیانت بود؛ اگر من به‌جای پدر روح‌الله زم بودم، سرم از شرم پایین بود و از همه مردم عذرخواهی می‌کردم نه اینکه این نامه را بنویسم و نمک به زخم زخم‌خوردگان بپاشم."

آنها که به زم خوراک اطلاعاتی می‌دادند الآن اشک تمساح می‌ریزند

خانم تاجیک به گروهی از افراد که به روح‌الله زم کمک می‌کردند هم اشاره می‌کند و می‌گوید: "کسانی که به‌نظرم آن‌قدر نالایق هستند که نمی‌خواهم اسم آنها را به‌زبان بیاورم در فضای مجازی آمده‌اند و پیام‌هایی در دفاع از زم می‌گذارند! در مقابل اعدام بحق جاسوسِ وطن‌فروش اشک تمساح می‌ریزند؛ می‌آیند و آه و فغان می‌کنند، به‌نظر من اینها، همان‌هایی هستند که در سال 96 خوراک به روح‌الله زم می‌دادند، از داخل مملکت ما خوراک می‌دادند که نتیجه آن این شد؛ بچه‌های غیور مردم و بچه‌های این سرزمین را شهید می‌کردند".

جای شهید و مظلوم عوض شد

ظاهراً برخی خیلی علاقه دارند تا جای "جلاد و شهید" را عوض کنند! آن جوانی که برای حفاظت از جان و مال و ناموس مردم مقابل مشتی جلاد ایستادگی کرد و در آخر به شهادت رسید، حالا عده‌ای مقابل این شهدای مظلوم ایستاده‌اند تا جنایت چهره‌ای مانند زم را تطهیر کنند!

خانم تاجیک در ادامه سخنانش می‌گوید: "بعد از اعدام زم، به من گفتند «بیانیه صادر کنید.»، در جواب گفتم «بیانیه من دردی را دوا نمی‌کند و نمی‌تواند آن مظلومیت شهادت محمدحسین را بازگو کند؛ می‌خواهید مظلومیت پسرم را بدانید؟ کلیپ بعد از شهادت محمدحسین را ببینید، کلیپی را که از معراج‌الشهدا به خانه آمده‌ایم ببینید که به بچه‌هایم می‌گویم که محمدحسین را در معراج چگونه دیدم؛ آنجاست که مظلومیت محمدحسین بلند است»".

 
تعداد بازدید : 63
 

 بعد این را می‌گوید و در حالی که به‌سختی بغض سنگین نهفته در گلویش را فرو می‌خورد، ادامه می‌دهد: "این وظیفه سربازان مجازی است که بیایند واقعیت را تبیین و ذهن جامعه را روشن کنند؛ نه اینکه این آقا بیاید فرزند جنایتکار خائن خودش را بگوید «این‌قدر نورانی شده بود که من پیشنهاد دادم امام جماعت بایستد و او قبول نکرد!»".

اقتدا به کسی که منکر اصل و اساس است

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "وقتی بچه شما در فلان تاریخ می‌آید و همه چیز را منکر می‌شود؛ چه‌جوری می‌گویید که «بچه ما می‌خواست برود زیارت اباعبدالله(ع) و اینها نگذاشتند؟ پسر ما می‌خواست زائر شود و اینها نگذاشتند؟»، وقتی پسر شما اصل و اساس را قبول ندارد و امام حسین(ع) را زیر سؤال می‌برد، چه‌جور می‌خواست زائر امام حسین بشود؟ این درد است برای ما که متأسفانه اینها بیایند جای جلاد و شهید را عوض کنند و خواهر زم بیاید بگوید که «دنیا باید پای مظلومیت روح‌الله بایستد!»، چه مظلومیتی؟! وقتی پیام‌هایی را که خانواده زم منتشر می‌کنند نشان من می‌دهند، واقعاً آتش می‌گیرم؛ از خودم می‌پرسم؛ پس بچه‌های حزب‌اللهی کجا هستند؟ چرا نیامدند این فیلم معراج محمدحسین را منتشر کنند؟".

شاید وارونه‌نمایی در این خانواده ریشه دارد، روزی روح‌الله زم در یک وارونه‌نمایی بزرگ به شهدا و احساسات خانواده شهدا توهین کرد و این توهین، با وارونه جلوه دادن حقیقت بود؛ از زشت معرفی کردن زیبایی و از بیان حسدها و عقده‌هایی که در آخر به اعدام انجامید.

توهین زم به شهید حدادیان

خانم تاجیک ادامه سخنانش را این‌طور بیان می‌کند: "آقای روح‌الله زم در کانال آمدنیوز عکس محمدحسین را گذاشت و گفت که «شهدا چقدر چهره‌هایشان کریه است؟!»، به‌قول این آقایان، محمدحسین که شهید است چهره‌اش کریه است اما روح‌الله زم که جنایتکار و خیانتکار است چهره‌اش نورانی است؟ این یعنی چه؟ یعنی جای جلاد و شهید را عوض کردن؛ به این راحتی آن هم در فضایی که این‌همه بچه حزب‌اللهی‌ها هستند؛ متأسفانه فعالان مجازی آن کارایی را که باید داشته باشند ندارند".

 

 
تعداد بازدید : 40
 

دیدار مادر شهید حدادیان با خواهر روح‌الله زم

مادر شهید حدادیان ادامه می‌دهد: "من بعد از اعدام زم ساکت بودم و می‌گفتم که به‌هرحال یک جنایتکار که عامل این‌همه خون ریخته‌شده است، اعدام شد اما الآن انتقاد دارم؛ من روح‌الله زم و کسانی را که او را همراهی می‌کردند در شهادت محمدحسین مقصر صددرصد می‌دانم، از کسانی که در داخل کشور، اطلاعات را به او می‌‌رساندند تا آن پادوهایی که دم‌دستش بودند، همه اینها یک سناریو بودند، یک نوشته‌‌ای بودند از سمت دشمن و پیاده‌نظام دشمن بودند برای اجرا کردن این برنامه، همه آنها را مقصر می‌دانم و نمی‌توانم از آنها بگذرم".

پیامی که از این بخش از سخنان خانم  تاجیک دریافت می‌کنیم این است که مادر شهید حدادیان هرگز نتوانسته است کسانی را که در شهادت جگرگوشه‌اش دست داشته‌اند ببخشد و فراموش کند.

وی می‌گوید: "یکی از خواهران روح‌الله زم که منزلشان در نزدیکی ماست به امامزاده علی‌اکبر(ع) چیذر و سر مزار شهید محمدحسین حدادیان می‌آیند، می‌دانید خانم‌ها عاطفی هستند و به مرگ کسی راضی نمی‌شوند؛ آن خواهر زم به‌تازگی پیش ما آمده بود، به او گفتم که «من برای آقای روح‌الله زم متحیرم، تا الآن نتوانسته‌ام برای برادر شما یک خدا بیامرز بگویم، فقط به خدا گفتم که "خدایا، به خودت واگذار می‌کنم و خودت هرجور صلاح می‌دانی جزایش را بده!"».

زم را هیچ‌گاه انکار نکردند!

خانم تاجیک ادامه می‌دهد: "ما این‌همه متانت و صبوری به‌خرج دادیم، می‌توانستیم مثل اینها بی‌محابا حرف بزنیم ولی این کار را نکردیم چون به‌هرحال خانواده‌اش گناه دارند و اذیت می‌شوند و به‌قول معروف ما نباید ابراز شادی کنیم که خانواده او ناراحت شوند؛ ما حرمت آن خانواده را ولو خانواده جنایتکار بوده باشد، ولو خانواده خائن وطن‌فروش باشد حفظ کردیم اما فراموش نکنیم که روح‌الله زم فرزند او بود؛ اگر من فرزندم به راه درست نرود و خط من از فرزندم جدا باشد، بلافاصله از فرزندم اعلام برائت می‌کنم؛ وقتی که پدر روح‌الله زم نیامده است از پسرش اعلام برائت کند، حتماً در خط اوست! نمی‌توانم این را صریح اعلام کنم اما قرائن این را نشان می‌دهد.

وقتی شما اعلام برائت و بیزاری نمی‌کنی یعنی کارهای او را تأیید می‌کنی! دو راه پیشِ‌روی پدر روح‌الله زم بود؛ یا تأیید کند یا اعلام برائت از فرزندش و از این دو راه خارج نیست اما پدر روح‌الله زم از پسرش اعلام برائت نکرد!".

سکوت خانواده حدادیان و طلبکاری خانواده زم!

کارهای رسانه‌ای بعدی که خانواده زم انجام دادند، دل خانواده شهید حدادیان را بیشتر به درد آورده است؛ خانم تاجیک دراین‌باره می‌گوید: "ما می‌دانستیم که آقای زم در شهادت آقا محمدحسین صددرصد مقصر است اما به‌خاطر مسائل انسانی چیزی نگفتیم و ابراز شادی نکردیم تا خانواده او را بیش از این ناراحت نکنیم؛ هیچ ابراز احساساتی نکردیم اما چرا اینها باید طلبکار باشند و خواهر او بگوید که «باید دنیا در مقابل مظلومیت روح‌الله زم بایستد.»؟! این جمله خیلی دل من را به درد آورد؛ گفتم کدام مظلومیت؟ مظلومیت را شهید محمدحسین داشت، مظلومیت را شهید امامی و شهید بایرامی و شهید علمداری داشتند که در لباس نیروی انتظامی به‌واسطه تحریکات زم رفتند زیر چرخ‌ ماشین دراویش".

وی در ادامه برخی وقایع غائله دراویش در گلستان هفتم را این‌گونه بازگویی می‌کند: "اتوبوسی که به‌راه انداخته شد و گلوله‌بارانی که محمدحسین را شهید کرد همه به‌تحریک همین روح‌الله زم بود؛ محمدحسین یک لحظه قبل از شهادت برای پدرش پیام می‌دهد که «بابا! کانال آمدنیوز روش تهیه کوکتل‌مولوتف را آموزش می‌دهد. بابا! آمدنیوز آموزش می‌دهد که به‌چه‌صورت مأموران نیروی انتظامی را قفل کنند».

فریاد محمدحسین از این آموزش‌ها بلند بود؛ محمدحسین این‌قدر به قضیه اشراف دارد و می‌داند که این غائله از ناحیه آمدنیوز تغذیه می‌شود و خودش می‌رود و سینه سپر می‌کند که اینها نتوانند به اهداف پلیدشان برسند، این بچه مظلوم واقع شده است؛ نه اینکه آنها بروند جنایت‌هایشان را بکنند و پول‌هایشان را بگیرند و کِیفشان را کنند و وقتی هم با اعدام مجازات می‌شوند، عَلَم کنند که «او شهید و مظلوم است و پای مظلومیتش بایستید.»! کدام مظلومیت؟!".

(حدادیان از زبان مادر)

لزوم روشنگری جریان رسانه‌ای انقلاب در فضای مجازی و در سریال‌های تلویزیونی

مادر شهید محمدحسین حدادیان الآن چه مطالبه‌ای دارد؟ خانم تاجیک در پاسخ می‌گوید: "بچه‌حزب‌اللهی‌ها بیایند وسط کار و روشنگری کنند؛ من رسیدگی قضایی را کاری ندارم. همان ابتدا هم محمدحسین شهید شد، وقتی شکایت کردیم شکایت ما از فرقه دراویش بود، بعد از دستگیری زم هم به ما پیشنهاد دادند که از او شکایت کنیم که ما نرفتیم، به‌هرحال او به مجازات رسید اما دست‌های پنهان پرونده یکی بعد از دیگری رو می‌شود و آنها هم به سرنوشت روح‌الله زم دچار خواهند شد".

سناریوی 40ساله

او در خلال سخنانش خواسته‌ای را مطرح می‌کند که جالب است؛ پرداختن به غائله دراویش در قالب سریال تلویزیونی؛ می‌گوید: "در اصفهان در یک سخنرانی از سازندگان سریال گاندو تشکر کردم و به تهیه‌کننده آن گفتم «منتظرم و امیدوارم روزی سریالی ساخته شود که عوامل غائله دراویش در گلستان هفتم رو شود»، چون آن یک اتفاق معمولی نبود و برنامه‌ای هدفمند بود که الحمدلله با ریخته شدن خون محمدحسین و دیگر شهدا جمع شد و در نطفه خفه شد اما نباید بگوییم با این خفگی، آن غائله تمام شده است؛ 40 سال است که ما این برنامه را داریم، اینجا خاکستر روی آتش می‌ریزند و جای دیگری آتش گُر می‌گیرد، نمی‌خواهند که نظام باشد و این تا زمان ظهور حضرت [صاحب الزمان(عج)] ادامه دارد که هیچ کدامشان هم به سرانجام نمی‌رسد که البته تا الآن هم نرسیده است. از جوانانی که در این عرصه فعال هستند درخواست دارم سریالی بسازند و زوایای غائله دراویش را برای عموم مردم باز کنند".

رؤیاهای صادقانه

در ادامه، مادر شهید حدادیان از تاب‌نداشتن برای جدایی از فرزند شهیدش می‌گوید اما دلخوش به وعده قرآن است که شهدا، زنده هستند و هر از چندگاهی، نشانه‌های زندگی محمدحسین حدادیان را به او می‌رسانند، مانند خانم معلم قرآن از سرخس که تا همین چند وقت قبل شناختی از محمدحسین حدادیان نداشت و الآن او را در رؤیای صادقه خویش می‌بیند که کمک‌حال فعالیت‌های قرآنی در شهر است،
یا پیغام‌هایی که از سوی بعضی از آشنایان خانواده حدادیان به خانم تاجیک می‌رسانند؛ «در رؤیا محمدحسین را دیدم که گفت به مادرم بگویید فلان کار را انجام دهد یا ندهد».

برداشت من از این گفته‌ها این است؛ کسی که مظلومانه به شهادت برسد، چنین جایگاهی خواهد داشت، این را به‌زبان می‌آورم و در پاسخ می‌شنوم: "می‌گوید که «دنیا باید پای این مظلومیت روح‌الله زم بایستد؟»، او چه مظلومیتی داشت؟ مظلومیت را محمدحسین داشت، مظلومیت را شهید رضا امامی داشت که مادرش او را 16 سال با درآمد غسّالی بزرگ کرده بود و اینها آمدند خیلی راحت با اتوبوس از روی او رد شدند، این مظلومیت نیست؟

شهید , فضای مجازی , شهدای نیروی انتظامی|شهدای ناجا , روح‌الله زم ,

مظلومیت را شهید بایرامی داشت که مادرش نمی‌تواند به‌فارسی صحبت کند و نمی‌تواند مظلومیت پسر شهیدش را بیان کند؛ الآن هم اسمی از این شهید به‌میان نیست، چرا؟ چون آنهایی که ادعا می‌کنند سرباز ولایت هستند دارند کوتاهی می‌کنند! ما این‌همه پرچم بلند و به اهتزاز درآمده داریم، هر شهید یک پرچم است و آنها چیزی ندارند".

حالا دیگر در ذهنم تصویری روشن‌تر از جنایات روح‌الله زم و اقدام سیاه و زشت پدر او دارم و با خود دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید حدادیان را مرور می‌کنم:

 
تعداد بازدید : 31
 
کد ویدیو

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ایثـار و شهادت , ســـــیاســـــی , اجـــتماعــــــی , ,
:: بازدید از این مطلب : 150
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اندیشه، حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، استاد فلسفه، معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد  اسلامی و رئیس شورای اندیشه‌ورز سازمان فرهنگی هنری و فرهنگسرای اندیشه، دل‌نوشته‌ای را در آستانه سالگرد شهادت جانسوز سردار دل‌ها، شهید سردار سلیمانی نسبت به اظهارات و مواضع محمود امجد، تقدیم رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی کرده است.

متن این پیام به‌شرح ذیل است:

«به نام خالق عادل جبار

رهبرا سید علی جان، وقتی سخنان زهرآلود ولایتمداران دیروز را شنیدم؛ گریستم و‌ دردنامه‌ای نوشتم.

آقا جان، تنهایت نمی‌گذاریم و تنها نیستی.

رهبرا، غربت علی تکرارپذیر نیست؛

بگذار هرچه می‌خواهند بگویند

و از ظالم دفاع کنند و جای شهید و جلاد را تغییر دهند؛ اما حق پنهان نمی‌ماند.

مولانادوستان دیروز به صف دشمنان پناه برده‌اند؛ آن هم در کشوری که پناهگاه منافقان جنایتکار بود و اینک با شمشیر زهرآلود زبانشان بر شما می‌تازند.

عجب روزگاری است، حاج قاسم روستایی با زهد و پارسایی و بصیرت و رشادت و مجاهدت به عالی‌ترین سعه وجودی عارفانه می‌رسد و فیض شهادت می‌یابد و آن شیخ حوزوی عارف‌دیده، با سادگی و تأثیرپذیری از فرزندش در صف دشمنان انقلاب قرار می‌گیرد و همانند اهل‌نفاق سخن می‌راند.

خدایا، عاقبت ما را ختم به خیر کن

الهی، ما را در مسیر مکتب سلیمانی قرار بده

معبودا، مرگ ما را شهادت در راه ولایت سید علی نائب امام عصر(عج) قرار بده؛ آن‌گونه که حاج قاسم خواست.

والسلام، سربازت عبدالحسین

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 161
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

با سقوط رژیم بعثی عراق و فراهم شدن امکان حضور عاشقان و مشتاقان زیارت اهل بیت علیهم‌السلام، به همت "حاج قاسم سلیمانی" و جمعی از دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام و متخصصین و معتمدین و خیرین، با استفاده از رهنمودهای مقام معظم رهبری، ستاد بازسازی عتبات عالیات و پشتیبانی عراق در سال 1382 تشکیل شد.

تا به امروز پروژه‌های بسیار بزرگی توسط ستاد بازسازی عتبات عالیات در عراق اجرا شده است از جمله صحن حضرت زهرا(س) در نجف اشرف، طرح توسعه حرم امام حسین علیه‌السلام در کربلا و ... اما تا به زمان شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی کمتر کسی از نقش کلیدی و محوری این سردار رشید اسلام در تشکیل و تأسیس ستاد بازسازی و اجرای پروژه‌‌های بزرگ در اعتاب مقدسه در بازسازی و توسعه حرم‌های مطهر مطلع بود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 89
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
یک شنبه 30 آذر 1399

هیأت رایةالعباس(ع) در گفت‌وگویی با اشاره به برنامه‌های جهادی و خدمات‌رسانی این گروه اظهار داشت: در ماه‌های اخیر با شناسایی‌های صورت گرفته برای کمک‌رسانی در شهرستان فراشبند استان فارس متمرکز شدیم. در منطقه دهرم این شهرستان مشکلات متعددی به دلیل راه نامناسب و همچنین دوری از بخش و دهستان وجود داشت که تمرکز خدمت‌رسانی‌های ما در این حوزه مصروف شد.

ساخت ۲۰ خانه مسکونی ۶۰ متری برای نیازمندان

وی با اشاره به اینکه مشکلات زیرساختی در این منطقه بسیار مشهود است، تصریح کرد: متاسفانه با خانمی مواجه شدیم که سالیان سال در یک چادر زندگی می‌کرد. بنابراین تصمیم گرفتیم به صورت اولویت‌دار احداث ۲۰ خانه مسکونی ۶۰ متری را آغاز کنیم. الحمدلله ۲ واحد مسکونی روز پنجشنبه ۲۷ آذرماه تحویل مردم شد و روند ساخت باقی خانه‌ها نیز ادامه دارد.

خیرین کمک کنند تا کار تمام شود

فرجی اضافه کرد: برای ساخت این منازل مسکونی و مدارس بیش از ۲ میلیارد تومان پول نیاز است که الحمدلله تاکنون با کمک مردم و خیرین بخشی از آن تأمین شده‌است. مردم و خیرین برای مشارکت در این طرح‌ها می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به حساب ۳۰۰ -۶۰۶۰۶۲۰-۷۵۸-۱۸۱۳ بانک انصار به نام گروه جهادی فطرس واریز کنند.

مرحله دوم کمک‌ها با کار برای اشتغال‌زایی

مسئول گروه جهادی فطرس هیأت رایةالعباس(ع) گفت: در این منطقه خاک حاصل‌خیزی وجود دارد، اما به دلیل مشکلات زیرساختی مانند نبود سردخانه، مردم روستا نمی‌توانند محصولات کشاورزی خود اعم از گوجه فرنگی و سیفی‌جات را به موقع به دست بازارهای هدف برسانند. بعد از برنامه‌های عمرانی ساخت منازل بنا داریم در سال آینده برای اشتغال‌زایی این مردم نیز کار جهادی داشته باشیم.

وی گفت: هم‌اکنون به دلیل مشکلات کرونایی امکان برپایی اردوی جهادی را نداریم، اما قطعا با رفع این مشکلات از توان جسمانی افراد نیز در این پروژه‌ها استفاده می‌کنیم.

خانه‌ها یک ماه و نیم دیگر تحویل می‌شود

فرجی در پایان خاطرنشان کرد: ان‌شاءالله خانه‌های برنامه‌ریزی شده تا یک ماه و نیم آینده تکمیل و تحویل مردم خواهد شد، اما به دلیل زمان بر بودن روند اداری مدارس، ساخت آن‌ها تا مهرماه سال آینده تکمیل خواهد شد تا دانش‌آموزان با رفع کرونا در مدرسه‌های جدید به تحصیل بپردازند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ایثـار و شهادت , اجـــتماعــــــی , ,
:: بازدید از این مطلب : 151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 30 آبان 1399

حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی، در مراسمی که همزمان با شب ولادت با سعادت محدث والامقام حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و بدون حضور جمعیت در آستان مقدس این امامزاده واجب التعظیم برگزار شد، اظهار داشت: این مراسم سال‌های پیش با حضور خیل کثیری از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت (ع) در همین آستان مقدس برگزار می‌شد اما امسال به خاطر ویروس منحوس کرونا این مراسم در غربت برگزار می‌شود.

استاد حوزه علمیه با اشاره به نسب حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، عنوان کرد: نسب ایشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسد، خاندان و اجداد این محدث والامقام به چند ویژگی معروف بودند که یکی از آنان مبارزه با حاکمان جور بنی العباس است ایشان نیز به تبع اجداد گرامیشان اهل مبارزه سیاسی بود.

وی افزود: از دیگر ویژگی‌ها می‌توان به عزت و کرامت نفس اشاره کرد حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) اجداد و خاندان با کرامتی داشت و از دیگر ویژگی‌ها توجه به مردم و رسیدگی به گرفتاران بود؛ جناب سیدالکریم در چنین خانواده‌ای رشد و تربیت یافت.

عبدالعظیم؛ مهاجر الی الله

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی یکی از امتیازات حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) را درک چهار امام معصوم (ع) بیان کرد و گفت: حتی ایشان با امام هادی (ع) و امام جواد (ع) گفتگو نیز داشته است؛ حضرت عبدالعظیم (ع) شخصیتی عالم، فقیه، محدث و مهاجر الی الله بود. یکی از وزرای آل بویه در وصف این امام زاده عظیم شأن می‌گوید ایشان شخصیت باورع و اهل دین بود، عارفی که به امانت داری و صداقت شناخته می‌شد؛ حضرت از نظر فقاهت در رتبه‌ای قرار داشت که امام معصوم شیعیان را به محضرش ارجاع می‌دادند تا پاسخ بگیرند.

استاد حوزه علمیه با استناد به کلام امام رضا (ع)، عنوان کرد: امام هشتم خطاب به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می‌فرمایند: سلام مرا به شیعیان برسان و به آنان بگو اهل رعایت این امور باشند؛ همین که امام معصوم (ع) ایشان را مأمور می‌کنند تا پیغام حضرت را به گوش شیعیان برسانند بیانگر جایگاه رفیع این امامزاده واجب التعظیم است؛ امروز یکی از رسالت‌های مهم جوانان در فضای مجازی نشر معارف و احادیث اهل بیت (ع) است.

انتظارات امام رضا (ع) از شیعیان

وی با اشاره به نخستین انتظار امام رضا (ع) از شیعیان، ابراز کرد: حضرت خطاب به عبدالعظیم حسنی (ع) فرمودند به شیعیان بگو مراقب نفوذ شیطان باشند چرا که او از هر جهت به آنان حمله می‌کند؛ براساس آیات الهی ابلیس دشمن آشکار انسان است و اگر کسی راه نفوذ شیطان را بداند و آن را مسدود کند به فرمایش امام هشتم عمل کرده است.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی درباره دومین انتظار حضرت از شیعیان، عنوان کرد: حضرت می‌فرمایند به شیعیان بگو در کارها صداقت داشته و اهل امامت داری باشند؛ امروز بسیاری از مشکلات از جمله اختلاس، دزدی، رباخواری، خیانت و … نتیجه عدم صداقت و خیانت در امانت است؛ یکی از ویژگی‌های مهم پیامبران امانتداری و راستگویی بوده و براساس همین دو ویژگی مبعوث شدند.

استاد حوزه علمیه درخصوص سومین خواسته، اظهار داشت: اجتناب از زیاده گویی و بیهوده گویی از دیگر انتظارات امام رضا (ع) از شیعیان بود که به حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) سفارش کردند تا به شیعیان بگویند کم‌گو باشند؛ کم گویی انسان را محبوب و از گرفتاری‌ها در امان می‌ماند زیرا ریشه بسیاری از گرفتاری‌ها پرحرفی و بیهوده گویی است، طبق صریح روایات؛ سخن بیهوده یکی از عوامل سقوط به شمار می‌رود.

کرونا فرصتی برای تغییر و بازنگری در رفتار

وی افزود: امروز یک ویروس کوچک اجتماعات بشری را مختل کرده است یکی از اموری سبب می‌شود نعمت از انسان سلب شود بیان حرف‌های بیهوده است؛ با توجه به شیوع این بلای فراگیر می‌طلبد انسان‌ها به رفتار و عملکرد خودشان یک بازنگری داشته باشند، زمانی که دنیا به سوی ولنگاری، رباخواری، همجنسگرایی و غیره می‌رفت دیگر نباید توقع داشت بلا نازل نشود.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی گفت: همچنین حضرت فرمودند: به شیعیان بگو به دیدار یکدیگر بروند و سعی کنند بد برادر خویش را نخواهند؛ به نظر بزرگ‌ترین تجلیل و تکریم امام امامزاده عظیم شأن آن است که انسان با آن روایاتی که ایشان نقل کرده مأنوس باشد.

استاد حوزه علمیه در پایان با تاکید بر اینکه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) دغدغه دینداری داشت، خاطرنشان کرد: حضرت شخصیتی ولایت پذیر و ولایت مدار بود به گونه‌ای که در برابر امام معصوم زانو می‌زند و دین خود را عرضه می‌دارد تا مبادا از امام سبقت گرفته و یا عقب افتاده باشد.

 

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 191
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 30 آبان 1399

روز جمعه سرور روزهاست.خداوند نیکی‌ها را در آن چند برابر می‌کند و گناهان را در آن می زداید و درجات را در آن بالا می‌برد و دعاها را در آن مستجاب می‌کند و اندوه‌ها را در آن برطرف می‌سازد و حاجت‌های بزرگ را در آن برآورده می‌کند.

شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» فرموده است: از امامان (علیهم‌السلام) روایت شده: هر که در روز جمعه پس از نماز ظهر دو رکعت نماز به‌جای آورد و در هر رکعت بعد از سوره «حمد» «هفت بار» «قل هو اللّه احد» بخواند و پس از نماز بگوید:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، الَّتِی حَشْوُهَا الْبَرَکَةُ، وَ عُمَّارُهَا الْمَلائِکَةُ، مَعَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ أَبِینَا إِبْرَاهِیمَ عَلَیْهِ السَّلامُ.

خدایا! مرا از اهل بهشت قرار ده، آن بهشتی که انباشته از برکت و نعمت است و آباد کنندگانش فرشتگان هستند، در کنار پیامبر ما، محمّد (درود خدا بر او و خاندانش باد) و پدرمان ابراهیم (بر او درود و سلام باد).

تا جمعه دیگر دچار بلا و فتنه‌ای نشود و حق‌تعالی او را در کنار و به همراه محمّد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل‌بیتش و ابراهیم (علیه‌السلام) بگذارد.

علامه مجلسی (رحمه‌اللّه) فرموده: اگر این دعا را فردی که سیّد نیست بخواند به‌جای «وَ أَبِینا» بگوید «وَ أَبِیهِ»

 

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 190
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 30 آبان 1399

 امروز سالروز میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می‌باشد. ایشان یکی از شخصیت‌های بزرگ علمی، عملی و جهادی است که تاکنون آن گونه که شایسته است، شناخته نشده است.

تبار حضرت عبدالعظیم (ع) با چهار واسطه، به سبط اکبر پیامبر خدا (ص) و خاندان وحی می‌رسد. احمد بن علی نجاشی – که یکی از ارکان علم رجال است -، درباره نسب آن بزرگوار می‌نویسد: هنگامی که جنازه او را برای غسل برهنه می‌کردند، در جیب لباس وی نوشته‌ای یافت شد که در آن، نسبش، این گونه ذکر شده بود: من ابوالقاسم، عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب هستم. بر اساس این نسخه از رجال النجاشی، در نسب ایشان، میان وی و امام حسن (ع)، پنج نفر واسطه وجود دارد؛ لیکن در نسخه‌های معتبر این کتاب، میان «زید» - یعنی جدّ سوّم ایشان – و امام حسن (ع)، شخص دیگری واسطه نیست.

حضرت شاه عبدالعظیم که کنیه‌اش ابوالقاسم و ابوالفتح نیز بوده، در سال ۱۷۳ هجری قمری، در زمان هارون الرشید در مدینه در خانه جدّش حضرت امام حسن مجتبی (ع) متولّد شده و پس از مدّت ۷۹ سال و شش ماه و یازده روز قمری عمر، در روز آدینه پانزدهم شوّال المکرّم سنه ۲۵۲ هجری قمری، در زمان المعتزّ بالله عبّاسی به سرای آخرت رحلت نمود.

بر اساس آنچه در تاریخ تولّد و وفات حضرت عبدالعظیم (ع) گذشت، ایشان دوران حیات پنج امام از امامان اهل بیت (ع) - یعنی امام کاظم (ع) تا امام عسکری (ع) را درک کرده است؛ امّا این بِدان معنا نیست که به محضر همه آنها هم رسیده و یا از آنها سخنی نقل کرده است.

آنچه قطعی و مسلّم است، این است که ایشان محضر امام جواد (ع) و امام هادی (ع) را درک نموده و از آنها احادیث فراوانی نقل کرده که بخشی از آنها در این حکمت نامه آمده‌اند. همچنین اگر به روایت کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید اعتماد کنیم، حضرت عبدالعظیم (ع) محضر امام رضا (ع) را نیز درک کرده و از ایشان روایت نموده است.

برای اثبات عظمت علمی حضرت عبدالعظیم (ع) کافی است که بدانیم امام معصوم (ع)، مردم را برای حلّ مشکلات دینی و یافتن پرسش‌های اعتقادی و عملی شان، به ایشان ارجاع داده است.

صاحب بن عَبّاد در رساله‌ای که در شرح حال حضرت عبدالعظیم (ع) نوشته، در توصیف علمی ایشان آورده: ابو تراب رویانی، روایت کرد که شنیدم ابوحمّاد رازی می‌گفت: خدمت امام هادی (ع) درسامرّا رسیدم و مسائلی از حلال و حرام از ایشان پرسیدم. امام به پرسش‌های من پاسخ داد و هنگامی که خواستم از ایشان خدا حافظی کنم به من فرمود:

یا أبا حَمّاد! اَشکَلش عَلشیک شَی ءٌ مِن امرِ دینِک بنا حِیَتِک فَسَل عَنهُ عَبدَالعَظیمِ بنَ عَبدِاللهِ الحَسَنِیّ و اقرِئهُ مِنِّی السَّلامَ.

ای ابوحماد! هنگامی که چیزی از امور دینی در منطقه‌ات برای تو مشکل شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.

این تعبیر، به روشنی نشان می‌دهد که حضرت عبدالعظیم (ع) در عصر خود، مجتهد توانمندی بوده که بر اساس اصول و قواعدی که از اهل بیت علیهم السّلام در اختیار داشته، می‌توانسته دیدگاه‌های اسلام ناب را در زمینه‌های مختلف اعتقادی و عملی، استخراج کند و به پرسش‌های مردم پاسخ گوید.

بنابراین، ایشان تنها یک محدّث و راوی احادیث اهل بیت علیهم السّلام نبوده است؛ بلکه از علمای بزرگ خاندان رسالت بوده که پس از معصومان، توان پاسخگویی به مسائل علمی را داشته و توانمندی علمی‌اش مورد تأیید و تصدیق امام هادی (ع) قرارگرفته است.

 

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 30 آبان 1399

عبدالرضا هلالی مداح اهل بیت(ع) دوباره برای آزادسازی زندانیان جرایم مالی و غیرعمد فراخوان داد تا با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، آنان را به زندگی بازگرداند. او نام این پویش را #دوباره_زندگی گذاشته است.

هلالی در مرتبه اول، همزمان با ۱۲ آبان‌ماه سالروز تولدش با انتشار پستی پویش #دوباره_زندگی را راه‌اندازی کرد و در آن از همه علاقه‌مندان و هیأتی‌ها خواست به عنوان هدیه تولد، او را در امر آزادسازی زندانیان یاری کنند. در این مرحله، از مردم مبلغ ۱۰۰ میلیون و ۴۷۶ هزار تومان جمع‌آوری شد و ۳۰ زندانی از ۱۴ شهر آزاد شدند. میانگین مدت زمان زندانى این افراد، ۱ تا ۸ سال بود و میانگین تعداد فرزندانشان هم بین ۱ تا ۳ بوده است.

او در مرحله دوم این پویش، برای آزادسازی ۷۰ زندانی برنامه‌ریزی کرده است، افرادی که برای مبالغ اندک چندین سال در زندان هستند و سرپرست خانواده خود محسوب می‌شوند که بازگشت دوباره آن‌ها به زندگی، خانواده‌ای را از مشکلات عدیده نجات خواهد داد.

مردم و خیرین می‌توانند برای مشارکت در طرح آزادسازی زندانیان این مداح، کمک‌های نقدی خود را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۹۵۰۱۸۰۰۹۲ و یا شماره حساب ۰۱۱۰۷۶۹۷۴۹۰۰۱ با شناسه پرداخت ۸۸۰۶۸۷۳۹۲ به نام مرکز نیکوکاری تکیه‌گاه آقامرتضی علی(ع) وابسته به هیأت الرضا(ع) واریز کنند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 186
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 30 آبان 1399

 عصر چهارشنبه 28 آبان ماه حاج محسن عسکری پیرغلام اهل تبریز به دیدار اربابش شتافت.

این پیرغلام اباعبدالله سالها در محضر بزرگانی همچون علامه امینی ، آیت الله بهجت و حتی روضه های خصوصی رهبر انقلاب شعرخوانی و مداحی کرده بود.

سال ها پیش دقایقی پای حرف های شندینی این نوکر سیدالشهدا نشستیم که بخش هایی از این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

امام حسین(ع) شهید نشده که من مغازه زرگری باز کنم / خودشان اجازه داده اند نوکری کنیم

نحوه مجلس گردانی شما الان اندکی بین آقایان مداح متدوال شده است. همین شیوه دکلمه کردن اشعار . این را شما از کجا آموختید؟ استاد خاصی داشتید؟

باید عرض کنم این شیوه در  میان فارس زبانان و آذری زبانان ابداعی من است. الان خیلی افراد هستند که عین من می خوانند ولی بعد  از من این جور خواندن باب شده و من هم خیلی کم در هیئت های آذری حضور دارم و تقریبا 50 سال است که در هیات های فارسی زبان مثل فاطمیون و بنی فاطمه مي‌خوانم. دکلمه خوانی در قدیم نبود؛ اکثرا شعرا برای محافل خودشان می خواندند به صورت دکلمه و با صدا می خواندند. یکی از ویژگی های خواندن در فارس و آذری زبان صداست.

اوایل که شروع کردم به خواندن صدایم گیرایی نداشت. مجلس خراب کن بودم. یک بار یادم هست یکی از کفش جفت کن های هیات به من گفت: فلانی تو مجلس را خراب می کنی، از این هفته دیگر خودت نیا چون همه به من می گویند که بگو این آقا دیگر نیاید. من هم متوسل شدم به حضرت زهرا (س) که خانم یک عنایتی کن. تعارف نمی کردیم، واقعاً از خانم طلب استمداد را که همیشه باید بکنیم ،می کردیم.

شاعری داریم ما از شعرای خوب تبریز آقای ذهنی زاده، می آمد جلسه ما و با صدا هم می خواند. تصادفا در جلسه ای ایشان سرماخوردگی عجیبی داشت. به ایشان پیشنهاد کردند که بخوان، گفت که مریض هستم و نمی خوانم . گفتند یک چهار خطی بخوان.ایشان شروع کرد با اینکه سینه اش خیلی خراب بود  کلمه کلمه یک رباعی خواند، مثلاً یک کم رباعی را می خواند و سرفه می کرد. با اون حال خواند و مجلس تقریباً گرفت .آنجا پیش خودم گفتم که این می تواند نوعی سبک باشد.چرا من اینجوری نخوانم. حالا که صدا ندارم.

چطور شد که شما پایتان به مجالس فارسی زبان باز شد؟

روز ششم محرم زمان هویدا هیئت دولت قرار بود بیاید مسجد آذری زبان ها. آقای فلسفی در مسجد آذری ها منبر می رفت، قرار شده بود که بعد  از ایشان یک نفر یک ربع بخواند چون نمی‌شد هیات دولت خیلی در مجلس بماند.قبلاً برنامه شده بود که یک نفر انتخاب بشود که بعد از آقای فلسفی بخواند. گفتند که کی بخواند؛ چون چند خواننده قوی بود در تهران. آقای حاج حسین برنجی و آقای حاج حسین جهاز چی و  چند نفر خواننده معروف در تهران بود. اما قرعه به نام من افتاد. 

در آن روز خوشبختانه شعری قوی كه آقای ذهنی زاده ساخته بود و فرستاده بود را خواندم؛ این را رادیو صبحش پخش کرد. این پخش شد و حاج عباس زریباف از هیات بنی فاطمه آمدند دنبال من. 

يك قسمت از شعر که یادم هست این بود:

آزادگان عالم و مردان روزگار

شیران شرزه در همه میدان کارزار

در مکتب حسین علی خوانده اند و بس

درس شجاعت و عزت و شرف و وقار

گردن به بند بندگی کس نمی نهم

گر زیر تیر دشمن و گر بر فراز دار

دنیا به دیده دلشان پست و بی بهاست

نام نکوی مرد به از قصر زرنگار

در مکتب حسین صغیر و کبیر نیست

گو پیر سالخورده و گو طفل شیرخوار

اینها را خواندیم و مرحوم سراج شنیده بود و آمدند دنبالم و رفتیم و با ايشان آشنا شدیم و انصافاً خیلی حق گردن من دارد شيخ رضاسراج. 

دوست داشتید که پسر داشتید و جای شما را می گرفت. مداح می شد.

دوست داشتم پسندم آنچه را جانان پسندد. ولی اگر پسر داشتم در این شرایط نمی گذاشتم مداح شود. چون فضای هیئات امروز را نمی پسندم.

خیلی سیاه نمی بینید، نیمه خالی لیوان را نمی بینید؟

خیلی سیاه می بینم و حق دارم. ببینید امام حسین(ع) شهید نشده که من مغازه زرگری باز کنم. من نمی گویم که پول گرفتن ایرادی دارد .ائمه دادند و اینها هم گرفتند، فروختن ایراد دارد. تعیین کردن ایراد دارد. هر چی بدهی کم است و هر چه بگیرد زیاد است. اگر بخواهد امام حسین(ع) را بفروشد هر چی بدهد کم است. اما اگر بخاطر دلش باشد هر چی بگیرد زیاد است. 

 

به نظر شما مداحی یک چیز ذاتی است یا اکتسابی؟ می خواستم بدانم که اگر من کلاس بگذارم و مداحی را آموزش دهم آیا آخرش مداح از آن بیرون می آید یا نه؟ 

اولاً  این را باید بدانند که خیلی ها بودند آمدند که خیلی فوری هم فراموش شدند. خیلی ها ماندگار شدند. خیلی از شاعرها را که معروف شدند معلوم است که امضا کردند و معروف شده. این شعر«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا»را هر کسی که یک مقدار ادبیات بداند می فهمد نه مراعات نظیر دارد و نه قواعد ادبیات ولی معروف شده. معلوم است که خودشان امضا کردند و این را گرفتند . 

خوانندگی هم همین است . من گاهاً در خلوت خودم می گویم که یا اباعبدالله بعد از پنجاه سال نمی توانی به من بگویی برو. پنجاه سال من را نگه داشتی. اگر به دردت نمی خوردیم همان روز اول ما را رها می کردی. علاقه را گرفتن و یا توفیق را ازما گرفتن که برای این ها سخت نبود و کاری نبود. قبول کرده منتها باید این قبولی را مراعات کنند.همه مداحان و هیئتی ها . بدون دعوت نمی شود جایی رفت . بدون اجازه پیش مدیرکل نمی شود رفت. دستگاه امام حسین(ع) خیلی بالاتر از این هاست. مسلماً اجازه داریم بیاییم. منتها این جاش خیلی قابل تأمل است که دعوت شدیم ولی اسم مان را قلم نزنند.دفعات بعد از قلم نیفتیم. همیشگی باشیم. 

شعر های خودتان را هم می خوانید در جلسات؟

خیلی جوان بودم و به آقای ذهنی زاده خیلی علاقه داشتم و شعر های ایشان را بیشتر می خواندم. تابستان بود و خانواده اش رفته بود ارومیه و من رفته بودم که پیش ایشان باشم. نصف شبی دیدم که صدای ناله و زاری و گریه می آید. خوابیده بودم. خیال کردم که ایشان برای نماز شب بیدار شدند . نفس هایم را حبس کردم که حال ایشان را نگیرم. نیم ساعت گذشت که دیدم نه فقط گریه می کند. یک تکانی خوردم که متوجه شد که من بیدار شدم. گفت که داداش بیدارت کردم. گفتم که حاج آقا من بیدار بودم. گفت که داداش حالا که بیدار شدی یک بیت شعر به ذهنم رسیده، اجازه بده چراغ راروشن کنم  حیف است. تا اسم شعر را شنیدم مثل فرفره پریدم و کاغذ و مداد را آوردم و حالا 3 نیمه شب،این یک بیت را از روی یک روایتی که از خانم زینب(س) نقل است که آن شب یک بیت شعر کرده بود، نوشته بود که «به سایه ی شتری زآفتاب برده پناه/کسی که عالم امکان به زیر سایه ی اوست» خیلی شعر است. دقیقاً 30 سال بعد از این شعر زنده بود. شاید بیش از 300 تا بیت شعر گفته بود 30 سال بهش التماس کردم که بابا این بیت را دو تا کن که ما ازش استفاده کنیم.می گفت که آن حال بیاد تا من بیت دومش را بگویم. 

حضرت آیت الله خامنه ای جمله زیبایی دارد ولی متأسفانه زیاد پرورده نشد. در یکی از مجالس مقدمه محرم فرمودند که مداح مادح خودش می باشد. یعنی چه. یعنی من علی را نمی توانم معرفی کنم خودم را معرفی می کنم. من علی را اینقدر شناختم و لیاقت علی شناسی بیشتر از این نداشتم. خودم را مدح می کنم علی را نمی توانم معرفی کنم. قدرت شناختم از علی این قدر است. «کرده خدا بهشت را خلق برای فاطمه/بوی بهشت نشنوی جز به رضای فاطمه» نظرم در این بیت شعر است. «منطق لال من کجا مدح و ثنای او کجا/ کرده خدای لم یزل مدح و ثنای فاطمه» اگر یک کنکور پروین شناسی بگذارند من را نمی گذارند که تو از پروین چه می دانی. یک کنکور حافظ شناسی باشد مولوی شناسی باشد باید کسی که دکتری حافظ شناسی داشته باشند برود. می خواهم بگویم که پروین اعتصامی را معرفی نمی توانم بکنم آمدم حضرت زهرا(س) را معرفی کنم. آمدم حضرت سید الشهدا(ع) را معرفی کنم. نه خودم را معرفی می کنم که من اینقدر حضرت سیدالشهدا(ع) را می شناسم به عنوان شاعر. هر وقت توانستم که چنین شعری بنویسم چاپ می کنم. 

حاج آقا فرمودید که 51،52 سال دم زدن در دستگاه ابا عبدالله و خواندن در غم و شادی اهل بیت(ع) و نوکر  این خانه بودن چیزی هست که از اهل بیت(ع) بخواهید به شما بدهند یا نگهش دارند؟

سر امام حسین(ع)، سر مبارک، دست خیلی ها افتاده. دست شمر افتاد، دست خولی افتاد، دست راهب افتاد، چقدر فرق کرد. آن سعادت دنیا را در یک شب گرفته ، او یک عمر ساربان امام حسین(ع) بوده، شب آخر آمده انگشتش هم بریده و رفته. بعد از پنجاه سال یا دویست سال هم که باشد باید تو خوف و رجا بود. باید بگوییم که اللهم اجعل عواقب اموری خیرا.

از حال خیلی از نوکرهای اباعبدالله شنیدیم که لحظه آخر عمر زمزمه ای و حالی داشتند. حاج آقای عسگری ان شاءالله سایه شان صد وبیست سال بالای سر بچه های هیئت و نوکرهای اباعبدالله باشد در لحظه آخر در ورود آقا چی به زبان می آورند. 

بلند می شوم که آقا ممنونتم پنجاه سال است که می خوانم. سعی کردم اینجور باشم که بعد از پنجاه سال یک بیت می خوانم که آقا این شعر ها را خواندم و مزد اینها را می خواهم.

 

 در طریق نشر دین و بسط کیش / با وقار زینبی رفتم به پیش

یا بلند می شوم می گویم که آقا من همان هستم که پنجاه سال است که می خوانم:

جانبازی و مرگ سرخ و شمشیر/ بهتر زحیات ننگ و تحقیر

بیعت نرسد به روبه از شیر/ باران اگرم ببارد از تیر

این ره بروم که راهم این است 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 190
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

 یکی از رویدادهای مهم در تاریخ زندگانی اهل‌بیت علیهم‌السلام مربوط به ماجرای مصالحه امام حسن (ع) با معاویه بود. پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی امر خلافت مسلمین به امام حسن (ع) رسید، معاویه بر آشفت و خود را در مقام مبارزه با آن حضرت قرار داد و به این ترتیب آرایش نظامی به خود گرفت. در نهایت با تطمیع و تهدید برخی یاران نزدیک امام(ع) و با استفاده از جنگ روانی، اطرافیان آن حضرت را پراکنده کرد.

او حتی با استفاده از افراد نفوذی، سبب هرج و مرج بین سپاهیان امام مجتبی شد. امام که وضعیت را اینگونه دید و سست‌عنصریِ یاران برای همگان آشکار شد، از نبرد با معاویه دست کشید، این در حالی بود که سپاهیان تا مدائن پیشروی کرده بودند. منافقان از این فرصت استفاده کرده، شروع به شایعه‌پراکنی کردند که حسن با معاویه صلح کرده است. این فتنه حتی صحابه و نزدیکان حضرت را سردرگم کرد. یکی از خوارج به نام «جراح بن سنان اسدی» از فرصت استفاده کرد و در حالی که فریاد می‌کشید که تو همانند پدرت علی کافر شده‌ای، با خنجری به آن حضرت حمله برد و رانش را زخمی کرد که از آن خون بسیاری رفت. او توسط یکی از یاران امام حسن کشته شد.

امام حسن مجتبی (ع) نیز به مصحلت الهی، تن به معاهده و مصالحه با معاویه داد و این برای امت اسلامی که اینچنین دچار ریزش در عقاید و ایمان شده بود، بهترین راهکار بود، تا هم جان آنها حفظ شود و هم معاویه بیشتر در کنترل امام باشد. این قرارداد چند شرط داشت که از مهم‌ترین آنها، عمل بر اساس کتاب خدا و سنت نبوی، ترک سبّ بر امیرالمؤمنین، منع معاویه از تعیین جانشین پس از خود، خودداری از توطئه علیه امام حسن (ع) و حفظ جان مسلمانان بود. با این حال، معاویه به هیچ‌یک از شرط‌ها عمل نکرد. او نه در دوران حکومت، بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر خدا، عمل کرد و نه پس از خود، زمام امر را به شورا و یا صاحب واقعى آن سپرد؛ نه دشنام و ناسزا به امیرالمؤمنین را موقوف کرد و تقدس منبر را از این بدعت ننگین مصون داشت و نه خراج تعهد کرده را پرداخت و نه مسلمانان متعهد و یاران امیرالمؤمنین را از آسیب حملات ناجوانمردانه‌‏اش مصون داشت.

پس از انجام صلحنامه، برخی از یاران، امام را ملامت کردند که چرا با معاویه صلح کردی. حضرت فرمود: وای بر شما، نمی‌دانید مقصود من چه بود؟ صلح من با معاویه از آن چه آفتاب بر آن می‌تابد و غروب می‌کند، برای شیعیانم بهتر است. نمی‌دانید که من امام شما هستم و اطاعت از فرمانم برای شما واجب است و به فرمودۀ رسول خدا(ص) یکی از دو آقای اهل بهشت هستم؟ گفتند: می‌دانیم. وَیْحَکُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِی عَمِلْتُ خَیْرٌ لِشِیعَتِی مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِی إِمَامُکُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَیْکُمْ وَ أَحَدُ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَی‏َّ.

فرمود: آیا نمی‌دانید، چون خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و آن بچه را به قتل رسانید و دیوار را استوار کرد، باعث خشم موسی بن عمران(ع) شد، زیرا که حکمت آن کار بر او پوشیده بود؛ اما نزد خداوند، عمل خضر کار حکمت آمیز و درستی بود؟ آیا نمی‌دانید [چنین مقدر شده است] که هر یک از ما ائمه سازش با سلطان زمانش را به گردن می‌گیرد، جز قائم ما که عیسی روح الله پشت سر او نماز می‌گزارد و خداوند، ولادت او را از مردم پوشیده می‌دارد و خود وی از نظر ها پنهان خواهد شد تا چون ظهور کند بیعت هیچ کس در گردن وی نماند [و مجبور نشود در برابر سلاطین زمانش سکوت و با آنها بیعت و سازش کند]. او نهمین فرزند برادرم، حسین پسر فاطمه بانوی بانوان است. خداوند در طول غیبت، عمر او را طولانی کند، آنگاه با قدرت کاملۀ خود به صورت جوانی که کمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر کند. این برای اینست که همه بدانند خداوند بر همه چیز توانا است؛ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ کَانَ ذَلِکَ سَخَطاً لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِیَ عَلَیْهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ حِکْمَةً وَ صَوَاباً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یَقَعُ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یُصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَلْفَهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذَلِکَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِی الْحُسَیْنِ ابْنِ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطِیلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِی صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِینَ سَنَةً ذَلِکَ لِیُعْلَمَ‏ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. (کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق، ج‏1، ص316)

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

شهید لاجوردی اصرار داشت که روی منافقین کار فرهنگی صورت گیرد و در این باره از من کمک خواست. من معتقد بودم علاوه بر سخنرانی، برگزاری دعای کمیل هم بسیار مناسب است و اثر زیادی دارد. جلسات چندی در زندان اوین و قزل حصار برگزار شد. این فعالیت‌های فرهنگی در روح و جان آن افراد گول خورده اثر عمیقی برجای گذاست و بسیاری موفق به توبه و بازگشت به صراط مستقیم شدند و از زندان خلاص یافتند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 219
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399
 
 

عنایت امام رضا (ع) به تازه‌ مسلمان ساکن آمریکامحمد عرب یکی از مستبصرانی است که به لطف و عنایت امام رضا علیه السلام هدایت و به دین اسلام مشرف شده و سبک زندگی اسلامی را برگزیده است. او مانند تمام شیعیان و مردم آزاده خوی جهان، امام رضا علیه السلام را به عنوان امام مهربان می‌شناسد. هر بار که از آن حضرت یاد می‌کند از مهربانی‌هایش می‌گوید.

محمد عرب، جوانی است که در خانواده مسلمان به دنیا آمد اما سال‌ها زندگی در ایالت متحده امریکا و در میان مردمی که یادی از خدا در گفتار و کردارشان نبود، موجب شد که او هم فاصله زیادی از دین اسلام بگیرد و هیچ آموزه‌ای از اسلام دریافت نکند. اما یک اتفاق و تلنگری در سفری که به برزیل داشت، او را به یگانگی خدا و زیبایی‌های مذهب تشیع راهنمایی کرد.

این تازه‌مسلمان در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم می‌گوید: وقتی بعد از دوباره مسلمان شدن به ایران سفر کردم، چندین مرتبه به زیارت امام رضا علیه السلام رفتم تا روح و جانم را در بارگاه آن حضرت شست‌وشو بدهم. می‌دانستم امام رضا علیه السلام عالم آل محمد است و به خواست خدا بر هر خیری تواناست، به همین دلیل از آن حضرت می‌خواستم تا من را در این مسیر راهنمایی و هدایت کند.

ماجرای لطف‌های امام رضا علیه السلام در حق این مستبصر ایرانی به همین‌جا ختم نمی‌شود. نمونه‌ای از این الطاف را می‌توان در داستان ازدواج او پیدا کرد. محمد عرب از دختر ایرانی مسلمان و محجبه‌ای از خانواده‌ای اصیل که در امریکا زندگی می‌کردند، درخواست ازدواج کرد. اما رضایت دختر چند سالی طول کشید.

حالا همسر محمد عرب در این باره می‌گوید: ازدواج ما هم به لطف و راهنمایی امام رضا علیه السلام صورت گرفت. ماجرا از این قرار بود که به دلیل اینکه همسرم را در دوره قبل از ازدواج نمی‌شناختم، راضی به ازدواج با او نبودم. این در حالی بود که پدرم به او علاقه داشت و ایمان و اخلاق او را پسندیده بود.

او ادامه می‌دهد: حدود چهار سال گذشت و من هنوز قلب مطمئنی برای این ازدواج نداشتم. همراه مادر و اقوامم به ایران آمده بودیم. به راهنمایی یکی از علمای دینی به امام رضا علیه السلام متوسل شدم تا من را در این انتخاب یاری کند. به مشهد و حرم امام رضا علیه السلام رفتم و از آن حضرت درخواست کردم تا راه صحیح را به من نشان بدهد.

همسر محمد عرب توضیح می‌دهد: در میان همین دعاها و توسلات بود که نور امیدی از جانب آن حضرت به قلبم تابید و من در میان بهت و ناباوری دیگران از اینکه چهار سال جواب مثبت به این جوان نداده بودم، راضی به ازدواج شدم. حقیقت این بود که امام رضا علیه السلام امکان ازدواج ما را فراهم کرد و قلب من را برای این تصمیم مهم، مطمئن و راضی کرد. راضی شدم به رضای او و این ازدواج به خوبی انجام شد.

محمد عرب، حرف‌های همسرش را این طور به پایان می‌رساند که: هنوز هم هر زمان گرفتاری و مشکلی برایم ایجاد می‌شود به آن حضرت متوسل می‌شوم و حتی اگر در امریکا باشم، خودم را به مشهد می‌رسانم و به زیارتش می‌روم.

 

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 226
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَن لم یَقدِرْ على ما یُکَفِّرُ بهِ ذُنوبَهُ فَلْیُکثِرْ مِنَ الصَّلاةِ على محمّدٍ وآلِهِ فإنّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً.

هر که نمى تواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد؛ زیرا صلوات گناهان را ریشه کن مى کند.

الأمالی شیخ صدوق: ۱۳۱/۱۲۳

 

منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 230
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل و موضوعاتی که نقش بسیار مهم و چشمگیری در سعادت و خوشبختی انسان دارد، انتخاب الگو و اسوه نمونه است. افرادی که در حیات مادی و دنیوی خود توانسته‌اند با درایت و هوشمندی اسوه‌های برتر خوشبختی را شناسایی کرده و سبک و سیاق زندگی آن‌ها را چراغ راه زندگی خود قرار دهند، به خوبی توانسته‌اند خود را به قله‌های سعادت و خوشبختی نزدیک کنند.

زیباترین و برترین اسوه زندگی در دنیای مدرن

در دنیایی که بسیاری سعی دارند در قالب‌هایی همچون سلبریتی (Celebrity) خود را الگو و نماد برتر زندگی موفق و نمونه معرفی کنند، بیش از ۱۴۰۰ سال قبل خدای متعال آب پاکی را روی دست همه انسان‌ها ریخته و پرده از چهره‌ای برداشت که تبعیت و پیروی از سبک و سیاق زندگی او ضامن سعادت، کمال و خوشبختی در حیات دنیوی و اخروی است. خدای متعال در قرآن کریم این شخصیت ممتاز و نمونه را این چنین به همگان معرفی می‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً»؛(۱) مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آن‌ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‌کنند.

جلوه‌ای از ویژگی‌های برترین الگوی زندگی

۱ـ عبودیت و بندگی حق تعالی

یکی از بهترین و زیباترین ویژگی پیامبر مهربانی‌ها، که موجب لزوم پیروی از ایشان شده شاخص عبودیت و بندگی ایشان است. پیامبراکرم (ص) به معنای واقعی عبد باری تعالی به شمار می‌آید و عبودیت و بندگی حق تعالی را در زندگی خود آشکار کرده است. در دنیایی که انسان‌ها روی زمین تنها بت‌ها و مستکبران عالم را شایسته پرستش می‌پنداشتند، رسول مهربانی‌ها خط بطلان روی این تفکر جاهلی کشیده و حق تعالی را یگانه معبود عالم هستی معرفی کرده و او را شایسته پرستش می‌دانستند:

«قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمینَ»؛(۲) بگو: نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است. همتایى براى او نیست و به همین مأمور شده‌‏ام و من نخستین مسلمانم!

۲ـ بهره‌مندی از مدل اخلاق‌مداری

در دنیایی که سلبریتی‌ها در فضای مجازی و حقیقی به رنگ و لعاب‌های مادی و دنیوی خود می‌نازند و هر چهره‌ای به خاطر داشتن موقعیت‌هایی همچون ثروت، مقام و جایگاه دنیوی، خود را شایسته برتری و الگو بودن معرفی می‌کند، خدای متعال برترین الگوی زندگی را با چهره اخلاق‌مداری به جامعه انسانی معرفی می‌فرماید: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»؛(۳) و تو اخلاق عظیم و برجسته‌‌اى دارى‏.

به واقع گمشده مهم دنیوی امروزی نیز عنصر اخلاق‌مداری در دنیای مدرن است؛ موضوعی که اگر جامعه بشری می‌توانست آن را پیدا کرده و در زندگی فردی و اجتماعی خود آن را به کار ببندد، هیچ حقی در بین مردم مورد اجحاف و دست درازی قرار نمی‌گرفت و انسان‌ها طعم شیرین عدالت و آسایش را به معنای واقعی تجربه می‌کردند.

۳ـ دلسوز و مهربان نسبت به جامعه انسانی

بسیاری از افراد در جامعه نسبت به نجات دیگران بی‌تفاوت و خنثی هستند و رستگاری دیگران برایشان هیچگونه اهمیتی ندارد. این در حالی است که دغدغه نجات جامعه انسانی از جهالت و نادانی یکی مهم‌ترین خصوصیات ممتاز و طلایی پیامبر گرامی اسلام به شمار می‌آید. ایشان با دلسوزی و مهربانی تمام، به دنبال نجات جامعه انسانی بودند تا اینکه جامعه بشری در مسیر هدایت و رستگاری قرار گیرد.

حضرت محمد (ص) در این مسیر بیشترین سختی‌ها و مشقت را متحمل شدند تا اینکه افراد از تاریکی جهالت و نادانی نجات پیدا کنند و به جاده سعادت و خوشبختی پای بگذارند: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ»؛(۴) به یقین، رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.

۴ـ خوشخو و خوش‌برخورد

یکی از عناصر موفقیت و پیروزی پیامبر گرامی اسلام در امر تبلیغ، بهره‌مندی از ویژگی نرم‌خویی بود. خدای متعال در قرآن کریم این چنین از این ویژگی ممتاز پیامبر می‌گوید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»‏؛(۵) به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان (مردم‏) نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏‌شدند.

«فظ» در لغت به معنى کسى است که سخنانش تند و خشن است و غلیظ القلب به کسى می‌گویند که سنگدل است و عملاً انعطاف و محبتى نشان نمى‏‌دهد. بنابراین، این دو کلمه گرچه هر دو به معنى خشونت است، اما یکى غالباً در مورد خشونت در سخن و دیگرى در مورد خشونت در عمل به کار مى‏‌رود و به این ترتیب و با سلب این موارد خداوند اشاره به نرمش کامل پیامبر (ص) و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهکار می‌کند.

۵ـ صبر و استقامت

انسان برای دستیابی به قله‌های رفیع سعادت و خوشبختی در تمام ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نوعاً با مشکلات، موانع و سختی های فراوانی مواجه می‌شود. از این رو بدون بهره‌مندی از عناصری همچون صبر و استقامت نمی‌تواند به موفقیت مورد انتظار دست یابد.

این عنصر ارزشمند همواره در زندگی قرآنی پیامبر گرامی اسلام نمودار بوده است، در اهمیت و ارزش این ویژگی ممتاز همین بس که یکی از سفارش‌های مهم خدای متعال همین موضوع است: «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ»(۶) پس همان‏گونه که فرمان یافته‌‌اى، استقامت کن و همچنین کسانى که با تو به سوى خدا آمده‌‏اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند آنچه را انجام مى‌‌دهید، مى‌‏بیند.

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ سوره احزاب، آیه ۲۱.
۲ـ سوره انعام، آیات۱۶۲ و۱۶۳.
۳ـ سوره قلم، آیه ۴.
۴ـ سوره توبه، آیه ۱۲۸.
۵ـ سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
۶ـ سوره هود، آیه ۱۱۲.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 217
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 26 مهر 1399

متن سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم و عضو کجلس خبرگان رهبری را ملاحظه می کنید.

یاری خداوند به نبی اکرم در توطئه همسران حضرت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد. و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. بحث در جلسات گذشته در باب طرحی بود که جبهه نفاق و کفر و دشمنان حضرت در مقابل وجود مقدس نبی اکرم دارند. حضرت یک نقشه بزرگ و یک طرح با عظمتی برای اداره یک امت دارند و خدای متعال ایشان را برای ایجاد و ساخت یک امت بزرگ مبعوث کرده است «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَة»(جمعه/2) یعنی رسولی را از بین امیین برانگیخته است و کار این رسول تعلیم کتاب و حکمت است و دنبال این است که تجمع و یوم الجمعه ای باشد و مردم جمع بشوند و به ذکر الهی برسند و از آنجا جامعه و امت ساخته بشود.

جبهه مقابل هم در مقابل حضرت طرح هایی دارد. بعضی از نقشه های جبهه مقابل را عرض کردیم. یکی از سوره هایی که در قرآن مورد توجه مفسرین هم بوده و در آنجا بعضی از طرح ها و نقشه های دشمن ذکر شده سوره مبارکه تحریم است. بعضی آیاتی که در آغاز سوره مبارکه تحریم است از ابهام برخوردار است و گویا اصلاً خصوصیات ماجرا را قرآن نمی‏خواسته توضیح بدهد و به هر دلیل در صدد توضیح خصوصیات داستان نبوده است؛ ولی یک داستانی است که خدای متعال به آن اشاره و از آن عبور می‏کند.

«أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّـهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ پیغمبر»(تحریم/1) ای رسول ما! چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده بر خودت حرام می‏کنی و به دنبال راضی کردن همسرانتان هستی؛ خدای متعال بخشنده و آمرزنده و صاحب رحمت است؛ هم می‏بخشد و هم رحمتش را بر شما نازل می‏کند. کأنه نبی اکرم اسلام یک مطلبی را که برای خودشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی خانواده بر خودشان تحریم کردند؛ از ناحیه داخل خانه به حضرت یک امری تحمیل شده بود و حضرت هم این بار را روی دوش خودشان گذاشتند و حلال خودشان را برای خودشان حرام کردند و خودشان را در سختی انداختند برای این که مسائل داخلی شان را اداره بکنند و همسرانشان راضی باشند. خدای متعال کأنه با لسان توبیخ که البته توبیخ حضرت نیست و توبیخ همسران است، می­فرماید که چرا آنچه خدا بر تو حلال کرده به خاطر رضایت آنها بر خودت حرام می‏کنی؛ جایی ندارند و شما لازم نیست مراعات آنها را بکنید. خدای متعال برای شما جبران می‏کند؛ اینکه مسئله چه بوده را قرآن توضیح نمی‏دهد و پیداست که مسئله مهم نبوده و لازم نیست آدم خیلی دنبال کند؛ یک مسئله ای پیش آمده که حضرت به خاطر جلب رضایت همسران خودشان یک امری که برای شان حلال بوده حرام کردند.

چطور حلال، حرام می‏شود؟! یکی این است که انسان یک عهد و یمینی داشته باشد و قسم بخورد. آدم می‏تواند با قسم بعضی از حلالها را برای خودش حرام کند؛ مثلاً قسم می‏خورد که این کار را انجام ندهد و اگر قسم خوردید دیگر برای شما جایز نیست. پیداست حضرت از این جنس بوده و قسم خورده بودند که یک امری را به خاطر همسرانشان ترک و مراعات کنند، آنها این امر را بر حضرت تحمیل کرده بودند. خدای متعال می‏فرماید: که شما چرا این کار را کردید و بعد هم در آیه دوم می‏فرماید «قَدْ فَرَضَ اللَّـهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمَانِکُمْ وَ اللَّـهُ مَوْلَاکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ»(تحریم/2) ، خدای متعال با این حکم بر شما جایز کرده و می‏توانید قسم های خودتان را باز بکنید. او شما را براساس علم و حکمت اداره می‏کند و اجازه داده در مواردی شما حل قسم بکنید. کأنه حضرت یک قسمی خورده بودند که بعضی از اموری که بر ایشان حلال بوده به خاطر مسائل داخلی و خانوادگی شان را ترک بکنند و خدای متعال می‏فرماید که لزومی ندارد و به شما اجازه دادیم کفاره بدهید و حل یمین کنید و لازم نیست به این قسمتان عمل کنید. آنها به حضرت تحمیل کردند و فشار آوردند و حضرت هم می‏خواستند رضایت آنها را جلب کنند اما کار به یک نقطه ای رسیده که خدای متعال به میدان آمده و مسئله را علنی می‏کند و وقتی قرآن نازل شد دیگر همه پیگیری می­کنند که چه اتفاقی افتاده است. این نقل های متفاوت هم برای آن پیگیری ها است.(1)

نقلهایی شده و بعضی ها هم مجعولات است؛ برای این که مسئله را پنهان کنند. خیلی جاها اینگونه است که شأن نزولهایی که در بعضی از مجامع و کتب تفسیری است شأن نزول های مجعولی است که دنبال گم کردن ردپای اصل مسئله بودند؛ چون یک مسئله جدی بوده برای این که آن مسئله گم بشود یک شأن نزولهایی درست کردند؛ البته نه آن که در روایات اهل بیت است بلکه آنچه را دیگران درست می‏کنند.

به عنوان مثال در داستان منافقین هرکجا یک مسئله مهمی است خدای متعال منافقین را توبیخ می‏کند؛ فوری عبدالله بن ابی را که در مدینه و جزو سرکرده منافقین بوده را نام می­برند و رد پاها را گم می‏کنند. به این مساله حتماً توجه داشته باشید و مواظب باشید که گرفتار نشوید. این شأن نزول هایی که خیلی ها می‏گویند برای رد گم کردن داستانی است که در آیه دنبال می‏شده است.

در اینجا هم یک شأن نزول هایی گفتند که برای گم کردن ردپای داستان است. اصل ماجرا این است که خدای متعال می‏فرماید: پیغمبر ما! شما برای رعایت حال خانواده و همسران خودتان، حلال خدا را بر خودتان حرام می‏کنید؛ البته تشریع نیست؛ بلکه با یمین و قسم بر ترک یک حلال آن حلال بر آدم حرام می‏شود؛ یعنی اگر کسی قسم خورد و نکته ای در این قسم واقع شد نباید دیگر این کار را نجام بدهد. خدای متعال به عنوان مولای نبی اکرم اعمال ولایت می‏کنند و می‏گویند که شما حل قسم کنید.

اصل ماجرای توطئه و افشای سر رسول نسبت به خلافت

بعد می­فرماید «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَی بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّـهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ»(تحریم/3) بعضی از عناوینی که در احادیث مربوطه آمده است، شاید یک مقداری می‏خواهد داستان را ادامه بدهد و کمی هم باز می‏کند که پیامبر گرامی اسلام با بعضی از همسران خودش یک مطلبی را در سر و خلوت گفتند؛ چون محیط خانه است و ممکن است خیلی اسرار گفته بشود؛ اینکه چرا گفتند را هم باز قرآن توضیح نداده است. این همسر حضرت رفتند و مسئله را فاش کردند و با دیگری در میان گذاشتند؛ یعنی یک مسئله ای را حضرت به عنوان سر به او گفتند و او به دیگری گفته است. خدای متعال هم مسئله را برای پیامبر واضح و آشکار کردند. یک بخشی از آن مطلب و سری را که افشا کرده بود حضرت به او گفتند اما قسمت دوم ماجرا را که شما رفتید و این مطلب دوم را هم گفتید را نگفتند. این ها هم لطایفی دارد که چرا حضرت نفرمود که شما دو مسئله را افشا کردی در حالی­که بنا نبود بگویی.

مفسرین اینطور معنا کردند که وقتی حضرت او را با خبر کردند که تو رفتی این مسئله را افشا کردی او گفته است «فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَـذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ»(تحریم/3) یعنی این همسر حضرت عرض کرده که منبع این خبر از کجاست و از کجا این مطلب به شما رسیده است. فرمودند که خدایی که هم عالم است و هم اسرار امور را می‏داند من را با خبر کرد. پیداست یک مسئله کاملاً جدی است که همین که آنها می‏روند و بحث را افشا می‏کنند، خدای متعال هم از این طرف وارد میدان می‏شود و به پیامبر خبر می‏دهد و بعد هم به صورت وحی نازل می‏شود.

داستان آن منازعه و اختلاف چه بود که حضرت حلال را بر خودشان با قسم حرام کرده بودند و خدای متعال هم بر علیه همسران حضرت وارد میدان شد و فرمود که حل قسم کنید و حلال را بیخودی بر خودتان حرام نکنید. بعضی روایات دارد که اینها نگران اوضاع بعد از رحلت حضرت بودند، چون حضرت از هیچ کدام از اینها فرزند نداشت و فقط از حضرت خدیجه فرزند داشتند و از ماریه قبطیه هم فرزند داشتند که در زمان حیات حضرت فوت کرد. از هیچ کدام از اینها فرزند نداشتند. بعد از حضرت هیچ امکاناتی هم برایشان باقی نمی‏ماند و تمام امکاناتشان یک اتاقی بود که در آن زندگی می‏کردند؛ گلایه کرده بودند که بعد از حیات شما چه می‏شود و ناراحت بودند. بعضی نقلها این است که حضرت به یکی از اینها فرمودند: شما وضعتان خوب می‏شود و پدران شما رئیس می‏شوند.(2)

تقریباً مفسرین متفق هستند و عامه و خاصه هم دارند که این دو نفری که در این آیات از آنها صحبت است چه کسانی هستند. یکی از ازواج پیامبر که بعد به دیگری هم گفته و بعد هم طرح توطئه ریختند. خدای متعال می‏فرماید «إِن تَتُوبَا إِلَی اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ»(تحریم/4) اگر توبه کنید، بعید است و اگر هم توبه هم نکنید و پشت به پشت با حضرت بجنگید، خدای متعال و ملائکه و صالح المومنین و جبرئیل پشتوانه نبی اکرم هستند. یعنی این صف آرایی که دارد اتفاق می‏افتد در توطئه دو نفر از همسران حضرت است و تقریباً همه قبول دارند که این دو نفر حفصه و عایشه هستند و محل خلاف نیست که این دو طرحی ریختند.(3)

پیامبر یک مطلب سری را به یکی از اینها گفت و او هم به دیگری گفت. مثلاً حضرت به عایشه فرمودند که شما بعداً به ریاست می‏رسید و بعد از رحلت من پدر شما موقعیت پیدا می‏کند و وضع شما خوب می‏شود، نگران اوضاع اقتصادی تان نباشید، این هم رفت و به دیگری گفت. حال بر چه اساسی حضرت این مطلب را گفتند، نمی‏دانم.

یکی دختر اولی و دیگری دختر دومی است، که رفت به او گفت که یک چنین خبری را پیامبر به من دادند و فرمود که پدران شما بعداً به موقعیت می‏رسند. در یک نقلی است که این مسئله به پدرانشان منتقل شد و بعد جدی شد؛ حضرت فرمودند که شما چرا مسئله را افشا کردید؟! خدای متعال به من خبر داده که شما مسئله را افشا کردید و بخشی از مطلب را هم حضرت فرمودند اما مابقی خبر که دست به دست و بعد به یک طرح توطئه تبدیل شد را حضرت افشا نکردند.

این آیات را باید به دقت باز کرد. من قصدم تفسیر نیست و فقط می‏خواهم آن مسیر طراحی دشمن را اجمالاً اشاره بکنم. پیداست یک جریانی در خانه پیامبر گرامی اسلام و بین همسران حضرت اتفاق افتاده و در این ماجرا سر پیامبر افشا شده است و به دنبال این سر یک توطئه ای شکل گرفته است.

حضرت به خاطر تأمین رضایت آنها امری را بر خودشان حرام کردند بعد هم آنها به جای این که قدر این کار را بدانند حضرت را تحت فشار قرار دادند و سر حضرت را افشا کردند و این به یک طرح توطئه تبدیل شد. خدای متعال هم به نفع حضرت به میدان آمده و فرمود «إِن تَتُوبَا إِلَی اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ»(تحریم/4) که دیگر اصلاً رعایت اینها را نکنید و لازم نیست بر خودتان سخت گیری کنید و طرح توطئه آنها را هم افشا کرده و می‏فرماید که اگر توبه کنید به محضر خدای متعال که البته قلوب شما منحرف شده و خیلی بعید است که بتوانید توبه کنید و از توطئه تان برگردید؛ اما اگر به توطئه تان ادامه بدهید و شما دو همسر بر علیه وجود مقدس نبی اکرم پشت به پشت هم بدهید، در این صف آرایی خدای متعال و وجود مقدس امیرالمومنین و ملائکه هم پشتیبان نبی اکرم و حامی او هستند.

بنابراین این مسئله به یک توطئه بزرگ و یک صف آرایی تبدیل شده که در این صف آرایی عظیم یک طرف حضرت و یک طرف آنها هستند. شبیه این در ماجرای وحی است که قوم یهود معتقد بودند که وحی باید به آنها می‏رسید و یکی از آنها پیامبر می‏شدند. خدای متعال می‏فرماید: اینطور نیست و اگر شما خیال می‏کنید که جبرئیل این کار را کرده اینطور نیست بلکه دستور من و صف آرایی من است و آن صف آرایی را توضیح می‏دهند. این جا هم پیداست یک مسئله مهمی است. آنجا مسئله وحی و نبوت است که تبدیل به صف آرایی می‏شود، اینجا یک مسئله دیگری است که تبدیل به صف آرایی شده است. شبیه این عبارات آنجا هم هست. آنجا بین یهود و حضرت در مسئله نبوت نزاع بود و خدای متعال یک صف آرایی را معین می‏کند.

اینجا هم یک مسئله مهم و یک طرح توطئه ای است که به یک صف آرایی بزرگ تبدیل شده است. بعد هم خدای متعال یک تهدیدی نسبت به همسران حضرت می‏کند و می­فرماید «عَسَی رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکَارًا»(تحریم/5) اگر یک موقعی شما را طلاق بدهد خدای متعال بهتر از شما روزی اش می‏کند و به عنوان کنایه نسبت به این همسران خصوصیات آنها را می‏گوید که مسلمات مومنات و بهتر از شما هستند؛ گویا کأنه می‏خواهد بفرماید که شما اسلامتان هم محل تردید است. خدای متعال بهتر از شما نصیبش می‏کند و چندین صفت فوق العاده بیان می­کند. نبی اکرم با شما می‏سازد اما خیال نکنید او محتاج شما است.

بنابراین خدای متعال این همسران را توبیخ می‏کند و می‏گوید شما و بخصوص این دو نفر اینطور نیستید و حضرت با شما زندگی می‏کند؛ اگر شما توطئه کنید حضرت این قرارها را بهم می‏زند و همسرانی از این جنس خدای متعال برای او فراهم می‏کند که شأن حضرت است. همسران حضرت باید «مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَ أَبْکَارًا» باشند و شما اینگونه نیستید و این هم یک کنایه ای نسبت به بعضی دیگرشان است.

جایگاه اهل بیت و همسران نبی اکرم در برنامه حضرت

سپس مسیر عوض می‏شود و می­فرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ»(تحریم/6) یعنی یک توطئه بزرگی واقع می‏شود؛ شما باید خودتان را حفظ کنید. اینها یک آتشی به پا کرده اند که بنزین و آتش­گیرانه آن خود آدم ها هستند. شما مواظب باشید در این آتش نیافتید؛ خودتان را جمع کنید؛ چون یک توطئه بزرگ اجتماعی است. یک جهنمی به پا می‏شود مواظب باشید شما در این جهنم نیافتید.

حضرت یک جریان اهل بیت دارند یک جریان همسران که از هر دو در قرآن صحبت شده است. حضرت می‏خواهند یک کاری را در عالم با اهل بیتشان جلو ببرند که در آیه مباهله و آیه تطهیر و جاهای دیگر آمده است. یک طرحی هم دارند که آن طرح را می‏خواهند با همسرانشان جلو ببرند و این دو طرح فرق می‏کند. این همسران حضرت آدم های فوق العاده ای نیستند و مکرر کارشان با پیامبر به اختلاف کشیده شده است که در سوره احزاب توضیح داده شده؛ ولی اهل بیت فوق العاده هستند و این از خود قرآن فهمیده می‏شود.

در سوره احزاب در آیه بیست و هفت به بعد در چند آیه قرآن همسران حضرت را توبیخ می‏کند و می‏فرماید «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا»(احزاب/28) یعنی به این همسرانت بگو شما دنبال حیات دنیا و زینت هستید، این پیامبر یک کار بزرگ در عالم می‏کند و خودش دنبال حیات دنیا نیست. حضرت می‏خواهد عالم را هم از حیات دنیا عبور بدهد و دیگران را هم رشید و بزرگ کند. برنامه حضرت بیش از حیات دنیاست و حالا شما یکی از حلقات نزدیک به حضرت هستید که حضرت می‏خواهد برای عبور دادن عالم از طرح حیات دنیا که طرح شیاطین است از شما همسران هم یک استفاده ای بکند و با شما یک برنامه ریزی دارد. پیامبر «کَافَّةً لِّلنَّاسِ»(سبا/28) است و آمده که عالم را اداره کند؛ لذا ازدواج حضرت هم مثل ازدواج ما نیست؛ حالا این خیلی بیان زشتی است اما دیدید این گروهکی ها که ازدواج های حزبی می‏کردند ازدواجشان برای این بود که بتوانند مبارزات خودشان را جلو ببرند. قبل از انقلاب این گروهک ها بودند و ازدواجشان در مسیر مبارزاتشان بود و نوع خانواده ای که تشکیل می‏دادند جزئی از مبارزاتشان بود. آدمی که وارد یک میدان مبارزه جدی می­شود در این مبارزه خانواده ای درست می‏کند که متناسب با اهداف مبارزاتیش است.

وجود مقدس نبی اکرم برای اداره کل عالم آمده اند و در فرصت کوتاه بیست و سه ساله بعثتشان سنگ بنای یک جامعه و یک امت بزرگ توحیدی را گذاشتند؛ آیا اینکه ایشان بخش عمده ای از زندگی شان را خرج یک زندگی عادی ‏کنند اصلاً معنی دارد؟ نمی‏گویم موحدین اما شما بزرگان سیاسی عالم را ببینید که اصلاً نوع تشکیل خانواده و اهداف و آرمان های بزرگ اجتماعی شان با هم گره خورده است. تشکیل خانواده پیامبر و این نوع ازدواج هم در مسیر آن اهداف بزرگ است و باید دنبال کرد که حضرت کدام هدف را برای عبور عالم از حیات دنیا و ایجاد یک امت الهی دنبال می­کنند.

در مقابل هم دستگاه شیطان است که می‏خواهد یک امتی حول لهو ولعب و دنیا بسازد که حتی ازدواج ها هم برای لهو و لعب باشد؛ چنانچه دشمن یک طرحی دارد از جمله اینکه مفهوم خانواده را عوض می‏کند. خانواده ای که آنها درست می‏کنند متناسب با مقاصد دنیایی شان است که یک روزی خانواده یک مفهومی دارد و یک روز هم متناسب با مقصدشان اصلاً چیزی به نام خانواده و بنیان های خانوادگی در تمدن مادی غرب باقی نمی‏ماند.

به عکس در برنامه حضرت یکی از نقطه های سلولی و کانونی جامعه و امتشان خانواده است و یکی از نقطه های مبارزه بین این دو طرح در معنی خانواده است. در دستگاه شیطان اصلاً خانواده آن معنایی را که در دستگاه نبی اکرم دارد، ندارد و یکی از اصلی ترین موضوعات درگیری حضرت با جبهه نفاق و کفر بر سرخانواده است. بنیان های خانواده و روابط خانوادگی در امت حضرت یک معنی دارند و خانواده یک هدفی برای مقاصد تربیتی دارد؛ ولی در دستگاه شیطان اصلاً خانواده برای آن مقاصد نیست و شکل آن هم تبدیل به خانواده سلولی و خانواده تک عضوی می‏شود. یکی از اصلی ترین کانون های مبارزه حضرت در طرح خانواده است.

در امتی که حضرت می­سازند، به خلاف امت مقابل خانواده یک نقش ویژه دارد؛ و حضرت یک قسمت این طرح ویژه را از طریق خانواده و اهل بیت و همسران خودشان می‏خواهند جلو ببرند. اتفاقاً از قرآن استفاده می‏شود که بر خلاف حرفهایی که زده می‏شود اصلاً آدم های فوق العاده ای نیستند؛ دو نفر از آنها که می‏بینید خدای متعال این طور توبیخشان می‏کند و طرح توطئه سنگینی بر علیه حضرت دارند. البته حضرت خدیجه سلام الله علیها حسابشان جدا است و وقتی حضرت در سن بیست و پنج سالی ازدواج کردند، بیست و پنج سال از عمرشان که جوانی شان است با حضرت خدیجه بودند و در جزیره العرب با آن فضا همین یک همسر را داشتند. در دوران مدینه هم که تقریباً یازده سال است و حضرت ازدواج های متعدد در این دوران کردند که از هیچ کدام هم فرزند ندارند. این ها تصادف نیست بلکه مشخص می­شود که قصد از این تشکیل خانواده فرزند نیست، یک مقصد دیگری است که کاملاً واضح است.

قرآن خطاب به همسران پیامبر می­فرماید «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلا»(احزاب/28) یعنی اگر دنبال دنیا هستید بیایید، مهریه تان را می‏دهم و بدون آزار شما را رها می‏کنم و متمتع تان می‏کنم و امکانات هم بیش از آن چه حق شماست می­دهم و بسیار زیبا و جمیل شما آزاد هستید تا بروید. اگر نمی‏خواهید با من همکاری کنید و دنبال دنیا هستید، من خودم دنبال دنیا نیستم اشکالی ندارد که بروید.

«وَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّـهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا»(احزاب/29) اما اگر واقعاً در کنار پیامبر و به دنبال دارالآخرت هستید و قصدتان حضرت حق است و خود حضرت برای شما موضوعیت دارد و دار آخرت مقصدتان است - که حالا یا عالم آخرت است و یا آن دارالآخره ای است که حضرت در مقابل دار دنیا می‏خواهند بسازند؛ یعنی یک دار دنیایی هست که سردمداران تمدن یا جوامع و امت های مادی دارند و یک دار آخرتی هم حضرت در مقابل آنها دارند - اگر شما هم دنبال آن دار هستید و می‏خواهید آن کار به انجام برسد و حاضر هستید کنار پیامبر بایستید و سختی راه را تحمل کنید که یک امتی ساخته بشود، خدای متعال برای محسنات تان اجر عظیم در نظر گرفته اما باید تحمل کنید که پشتوانه آن اجر عظیم است.

بعد می‏فرماید «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَ کَانَ ذَلِکَ عَلَی اللَّـهِ یَسِیرًا»(احزاب/30) این توبیخ است و خیلی واضح است که اینها اهل عصمت نبودند؛ می­فرماید ای همسران حضرت، اگر یک موقعی یک فاحشه علنی از شما سر زد عذابتان مضاعف و دو برابر می‏شود؛ و البته مقصود دو برابری ریاضی نیست، بلکه یعنی اضافه می‏شود؛ زیرا شما وقتی به پیامبر گره می‏خورید جرم تان یک جرم دیگری است؛ یک زمان، یک جرم خصوصی دارید و علنی نمی‏شود که اینجا گناهتان مضاعف نیست؛ اما فاحشه مبینه یعنی آنجایی که گناه و خطایتان آشکار می‏شود، چون شما به حضرت وابسته هستید جرم تان مضاعف می‏شود و این کار هم بر خداوند متعال آسان است که بسنجد این جرم چقدر سنگین است و به اندازه سنگینی آن شما را مجازات کند. سنگینی جرم شما با کسی که با پیامبر مرتبط نیست فرق می­کند.

«و مَن یَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّـهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِیمًا»(احزاب/31)؛ یعنی اگر در مقابل خدا و رسول متواضع باشید و عمل صالح هم انجام بدهید مزدتان هم دو برابر می‏شود و برای شما یک رزق کریم آماده می‏کنیم که خیلی فوق العاده و با بقیه متفاوت است. بنابراین اگر خطای علنی بکنید مجازات تان مضاعف و سنگین است زیرا کار شما اثر بیشتری دارد و اگر هم کار خوب انجام بدهید و در کنار حضرت ایشان را یاری بکنید، مزدتان هم مزد مضاعف است و اجرتان با بقیه فرق می‏کند و رزقتان هم متفاوت است.

«یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32)؛ خطاب بعدی این است که اگر اهل تقوا باشید، مثل بقیه نخواهید بود زیرا این باری که بر می‏دارید و کنار حضرت ایستاده اید و در این طرح حضرت را کمک می‏کنید، مثل دیگران نیست؛ چون دیگران این کار را نمی‏کنند؛ دیگران تشکیل خانواده می‏دهند وآن خانواده هم در طرح حضرت است؛ ولی آنها مستقیم نمی‏خواهند حضرت را کمک کنند و به خاطر برنامه ای که حضرت دارند و طبق آن زندگی تشکیل ‏دهند؛ اما خود حضرت در تشکیل زندگی اش دنبال یک کار بزرگی است و شما اگر در این کار بزرگ کنار حضرت ایستادید با بقیه متفاوت هستید.

چه کسی می‏فهمد پیامبر برای چه ازدواج می­کنند و خانواده تشکیل می‏دهند. پیامبری که در وصف ایشان است «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان» و حتی جبرئیل را جا می‏گذارند و بالا می‏روند، ایشان چه کار با این همسران دارد.

مرحوم علامه طباطبایی فرموده بودند که استاد ما به ما یک دستوری دادند و فرمودند: مشغول ذکر که هستید به حوادثی که برایتان پیش می‏آید، اعتنا نکنید. بعد خود ایشان فرمودند: مشغول ذکر بودم یک حوریه ای از جانب راست با یک جام آمد و من روی خودم را برگرداندم و او رفت و از طرف چپ آمد باز هم برگرداندم؛ او ذائقه اش تلخ شد و رفت؛ من هنوز آن تلخی یادم هست.

اگر علامه طباطبایی اینطور هستند، پیغمبر خدا که کاری در عالم می‏کند و فرصتش خیلی کوتاه است چطور باید باشند؟! تمام فرصت مدینه یازده سال است که در این مدت هم هشتاد غزوه و سریه و بعد دعواهای داخلی و جبهه نفاق بود؛ مگر حضرت بیکار بودند؛ و اصلاً این تلقی راجع به نبی اکرم تلقی اشتباهی است که می­گفتند: چرا حضرت اینها را اسیر می‏کند، حضرت می‏گوید که اگر دنبال دنیا هستید من نمی‏خواهم اسیر کنم؛ و اگر می‏خواهید به طرح من کمک کنید و در کنار من باشید رزقتان رزق کریم است. آن کسی که کنار حضرت کمک می‏کند، رزقش با بقیه متفاوت است.

بعد هم می‏فرماید «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»(احزاب/32) شما اگر با تقوا هستید، پسندیده حرف بزنید و با تواضع و طنازی در مقابل نامحرم حرف نزنید. پس پیداست همسران حضرت، عصمت و این فوق العادگی که برای آنها درست کردند ندارند؛ چون مخاطب قرآن همه آنها هستند زیرا سر یک ماجرایی حتی ظاهراً خوب هایشان هم فریب خوردند و حضرت هم یک ماه آنها را تحریم کردند که این آیات نازل شد.

«وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»(احزاب/33) شما که می‏خواهید در طرح حضرت باشید مثل زمان جاهلیت تبرج نکنید. در این طرح حضرت با همسرانش یک روابطی در جامعه بین زن و مرد بوده و حضرت می‏خواهد این روابط را از طریق خانواده خودش کنترل کند و بعد هم می‏فرماید شما اگر نمی‏خواهید کنار من بایستید، من اصراری ندارم و خیلی به زیبایی شما را رها می‏کنم و نام بد روی شما نمی‏گذارم و کاملاً آبروی شما محفوظ می‏ماند؛ ولی اگر می‏خواهید کنار من بمانید مثل زنان جاهلیت اولی تبرج نکنید. پیداست یک جاهلیت اولی است و یک جاهلیت دومی هم می‏آید که در آن هم تبرج است. حضرت می‏گویند که مثل آن جاهلیت تبرج نکنید. «وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آتِینَ الزَّکَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ»(احزاب/33) اگر می‏خواهید کنار من باشید باید اهل اقامه صلات و ایتاء زکات باشد.

تفاوت طرح و جایگاه اهل بیت علیهم السلام و همسران پیامبر

در وسط صحبت با همسران و توبیخ آنها و خط کشی با آنها که مجبور نیستید در طرح کنار من بایستید و اگر کنار من می‏ایستید باید حواستان جمع باشد و گناهتان مضاعف است و اگر در این طرح به من کمک کنید ثوابتان هم مضاعف است و گناهتان به طرح من ضربه می‏زند و مواظب باشید اگر کنار من می‏ایستید نباید تبرج و تظاهرات مثل زنان جاهلی بکنید، یک دفعه لحن برمی­گردد و می­فرماید «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»(احزاب/33)، لسان عوض می­شود و در وسط گفتگوی با زنان نمی‏گوید که خدا می‏خواهد شما زنها را تطهیر بکند بلکه خطاب و لحن عوض می‏شود.

خطاب به همسران این است که شما معصوم نیستید. شما همسرانی هستید که ممکن است بلغزید و البته اگر بلغزید عذابتان مضاعف است و اگر هم کنار حضرت بایستید، ثوابتان مضاعف است و رزق کریم پیدا می‏کنید. مواظب باشید که تبرج نکنید، اقامه صلات بکنید و زکات بدهید؛ این که با عصمت سر و کار ندارد.

بعد می‏فرماید که یک اهل بیتی خدای متعال دارد که آنها را خدا معصوم قرار داده است. پس دو کار حضرت می‏کند: یک اهل بیت دارد و یک کارهایی را با اهل بیت جلو می‏برد؛ یک همسران دارد و یک طرحی را هم با همسران که فوق العاده نیستند، جلو می­برد. از این آیات استفاده می‏شود و احتیاج به قرائن بیرونی ندارد که بعضی از آنها خوب هستند ولی فوق العادگی در کار نیست. منهای حضرت خدیجه که جزو آن چهار زن معروف عالم هستند؛ در ما بقی آنها فوق العادگی ای نیست.

طرحی که با همسران جلو می‏برند غیر از طرحی است که با اهل بیت جلو می‏برند. حضرت می‏خواهد یک بیتی درست کند؛ اهل البیت و بیت النبوه دارد. و می‏خواهد یک بیت نبوت در عالم ایجاد کند و این ها اهل بیت نبوت هستند. همسران اهل بیت نبوت نیستند و فقط در خانواده حضرت هستند. حضرت یک برنامه ای دارند و برای جامعه ای که می‏سازند، خانواده اینجا جایی دارد و آن طرح را می‏خواهند با این همسران جلو ببرند؛ البته اینها تحمل همینقدر را هم ندارند و همین قدر را هم تحمل نمی‏کنند و آنقدر گلایه می‏کنند که خدای متعال این آیات را نازل می‏کند.

یک کار بزرگی را هم با اهل بیت می‏خواهند جلو ببرند؛ و یک باری را روی دوش آنها بگذارند و مثل عاشورا و احراق بیت را روی دوش وجود مقدس امیرالمومنین و حضرت زهرا و حسنین گذاشتند که بار امت سازی و ایجاد بیت النبوه است. آنها باید مطهر و معصوم باشند  چون می‏خواهند که بیت النبوه بر مدار آنها شکل بگیرد. آنقدر هم این بار پیدا شدن بیت النبوه در عالم و آمدن مردم در بیت نبوت سنگین است که کاری مثل عاشورا و آدمی مثل سیدالشهداء می‏خواهد. حضرت می­خواهند که یک امتی را بیاورند در این بیت زندگی بکنند. حال این به آن تکلیفی که خدا از همسران حضرت خواسته، چه ربطی دارد؟!

اصلاً همراهی پیامبر برای آنها شرافتی بود و حضرت اگر اینها را رها می‏کرد کسی با اینها کاری نداشت. کنار حضرت بودن غنیمت آنها بود نه غرامت آنها؛ چنانچه اصحاب سیدالشهداء شهادت در رکاب حضرت و سختی های روز عاشورا را غنیمت می‏دانستند و التماس می‏کردند. آنها که آن سختی ها را هم ندارند؛ البته حضرت، پیغمبر خداست و در خانواده او آمدن یک سختی هایی دارد. حضرت یک کار بزرگی می­خواهند انجام دهند و ازدواجشان هم در مسیر همان کار است. زندگی بعضی از این غربی ها و سرمایه دارها را ببینید، مثلاً یکی از کارخانه دارهای بزرگ فرانسه و صاحب کارخانه اتومبیل می‏گوید که من بیست و پنج سال است ازدواج کردم اما یک مسافرت خانوادگی نرفتم. آنها اینطوری هستند؛ یعنی برای این که یک کارخانه را اداره کند و ثروتش را افزایش بدهد و موفق باشد می‏گوید من بیست و پنج سال است یک سفر خانوادگی نرفتم؛ و زندگی خانوادگی شان را با کار اجتماعی شان گره می‏زنند؛ حالا کار اجتماعیش این است که می‏خواهد یک فعالیت اقتصادی موفق داشته باشد.

حالا نبی اکرم خانواده درست می‏کند آیا العیاذبالله مثل ماست و دنبال بازی و دنبال عواطفش و غرایضش است؟! قطعاً این نیست؛ ایشان پیغمبر خداست و بار عالم روی دوش او است. بخشی از این کار را می‏خواهد روی دوش خانواده خود بگذارد و یک کاری را با اینها جلو ببرد؛ البته اصراری هم ندارد و می­فرماید «إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا» اگر تحمل نمی‏کنید شما معصوم نیستید و همسران معمولی هستید؛ اگر دنبال دنیا هستید، بیایید من به شما امکانات بدهم و بروید؛ اما اگر می‏خواهید کنار من بایستید، حواستان باشد که خطایتان مضاعف و ثوابتان هم مضاعف است. نباید اهل تبرج باشید؛ بلکه اهل اقامه صلات باشید. اینها دستورهایی است که به آنها داده می‏شود.

یک کار دیگری را هم با اهل بیت می‏خواهم جلو ببرم که آنها غیر از شما هستند و کار هم کار دیگری است لذا «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» آنها باید معصوم باشند. چون می‏خواهند محور بیت النبوه باشند و حقایق وحی به آنها عطا بشود و بعداً این وحی را به مردم برسانند لذا داستان متفاوت است.

منبع:مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 208
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 21 شهريور 1399

حجت‌الاسلام مسعود عالی استاد حوزه علمیه قم و کارشناس مسائل دینی در مراسمی که به مناسبت ایام عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام برگزار شد، گفت: در شهر کربلا عالِمی بود، شب جمعه‌ای خواب دید همین الان جوانی وارد صحن امام حسین شد و جلوی ضریح حضرت ایستاده است، امام حسین هم از داخل بیرون آمد، این جوان سلام کرد و امام حسین هم با لبخند جواب سلام او را داد، او از لبخند امام حسین نیز تبسّم کرد.

وی افزود: این عالِم از خواب بلند شد و فهمید این رؤیا صادقه است و همین الان در صحن حضرت خبری باید باشد. به سرعت به صحن امام حسین علیه‌السلام آمد و گوشه‌ای نشست، منتظر بود ببیند چه می‌شود. چند دقیقه بعد دید جوانی از یکی از درب‌ها بیرون آمد، دقت کرد و دید همان جوانی است که در خواب دیده است.

«دید آن جوان درست آمد جلوی ضریح در حیات ایستاد؛ اما در بیداری دیگر امام حسین را نمی‌بیند که به استقبال او می‌آید و فقط آن جوان را می‌بیند. آن جوان سلام داد و بعد تبسّم کرد؛ فهمید خواب کاملاً درست است. نزد آن جوان رفت و گفت: تو چه کرده‌ای که امام حسین علیه‌السلام به استقبالت می‌آید و به تو لبخند می‌زند؟ آن جوان گفت: ما در روستاها و قبیله‌های اطراف کربلا زندگی می‌کنیم، از چند ماه قبل با پدر و مادر پیرم قرار گذاشتم هر هفته یکی از آنها را به زیارت بیاورم؛ مرکبی داریم که ضعیف است و نمی‌توانم دو نفر را با خود ببرم.»

حجت‌الاسلام عالی خاطرنشان کرد: یکبار که نوبت پدرم بود و داشتیم حرکت می‌کردیم به سمت حرم، دیدم مادرم گوشه‌ای نشسته، ما را نگاه می‌کند و می‌گرید، جلو رفتم و گفتم مادرجان چرا گریه می‌کنی؟ گفت: دلم هوای زیارت کرده، گفتم: مادرجان نوبت شما هفته بعد و این هفته نوبت پدر است، گفت: می‌دانم اما شاید هفته بعد من زنده نباشم؛ گفتم: مادرجان روی سرم شما را می‌برم.

وی اضافه کرد: او را روی دوشم گذاشتم، یک مقدار که رفتیم، نفسم بند آمد و نشستم، وقتی به صحن حضرت رسیدیم، همینطور که مادرم روی دوشم و سرم پایین بود، رفتم داخل و روبروی ضریح ایستادم، دیدم امام حسین علیه‌السلام به استقبالم آمد، سلام کردم و ایشان نیز با لبخندی جواب سلامم را دادند.

«الان دو سه ماه است که پدر و مادرم هر دو از دنیا رفته‌اند، اما هر وقت به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌آیم، ایشان هر بار به استقبالم می‌آید و جواب سلامم را با همین لبخند می‌دهد.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 251
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
جمعه 21 شهريور 1399

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه شب گذشته در برنامه «روایت هیأت» که به همت جامعه ایمانی مشعر از شبکه افق پخش شد، طی سخنانی اقامه عزای امام حسین(ع) را اقامه امر اهل‌بیت(ع) دانست و عنوان کرد: محرم امسال هیأت‌های مذهبی به شیوه مطلوب، توانستند دستورالعمل‌های بهداشتی را رعایت کنند و جلوه‌های متفاوتی را به نمایش گذارند، هر چند نسبت به این دستورالعمل‌ها انتقاداتی وجود دارد.

وی با اشاره به اینکه در شب‌های قدر نیز شاهد برخی از سخت‌گیری‌ها بوده‌ایم، گفت: ممنوعیت استفاده از تبل، سنج، و برپایی دسته‌های عزا، سخت‌گیری اضافه بود، هر چند ما متخصص این حوزه نیستیم اما نظر کارشناسان حوزه سلامت و درمان را بازگو می‌کنیم.

حجت‌الاسلام پناهیان از دیر اعلام شدن و تغییر در برخی از دستورالعمل‌های محرم امسال گلایه کرد و گفت: اگر زودتر از محرم، شرایط را اعلام می‌کردند، می‌توانستیم مجالس مطلوب‌تری را برای میزبانی از عزاداران برپا کنیم هر چند برپایی محافل عزاداری در فضاهای باز و کنار مزار شهدا نیز آثار و جلوه مطلوبی نیز به دنبال داشته است.

وی ضمن تقدیر از تلاش هیأت‌های مذهبی برای رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی و رعایت نظم در برپایی مجالس عزاداری افزود: رزمایشی برگزار کردن مجالس، وجه رزمی و نظامی هیأت‌های مذهبی را برای همگان به نمایش گذاشت و امسال هیأت‌ها توانستند الگوهای مطلوبی در این حوزه ارائه دهند.

اگر اربعین کربلا نرفتیم، موکب‌ها در شهرها برپا شود

وی نسبت به باز شدن مسیر اربعین امسال ابراز امیدواری کرد و گفت: اگر اربعین امسال در کربلا برپا نشود باید در شهرهای مختلف کشور با همان شکوه رقم زده شود و اگر هم محدودیت‌های ناشی از شیوع کرونا اجازه برگزاری تجمع‌های گسترده را نداد موکب‌ها باید برپا اقامه عزا را در فضاهای باز دنبال کنند.

حجت‌الاسلام پناهیان منبر هیأت را محل برانگیختن اندیشه، احساس و رفتار عزادار دانست و عنوان کرد: یادآوری شهادت‌ها و ایثارهای کربلا منجر به تغییر در افراد می‌شود، حکمت‌ها و آموزه‌های کربلا نیز باید احساس افراد را برانگیزد و اندیشه عزاداران نیز باید با ایجاد سئوال‌ها و پرسش‌ها برانگیخته شود.

وی با بیان اینکه افشاگری رسالت یک سخنران نیست، گفت: امکان دارد ما در یک منبر محرم به نمونه‌هایی اشاره کنیم تا مشخص شود که ما امام حسینی و به دنبال رفع دغدغه‌های مردم هستیم. سخنرانان باید به نگاه تمدنی رهبر معظم انقلاب اسلامی توجه و موضوعات کلیدی را از سخنرانی‌های ایشان استخراج و به تشریح آن‌ها بپردازند.

حجت‌الاسلام پناهیان با بیان اینکه سخنرانان هیأت‌های مذهبی باید به نقش‌آفرینی‌های یک عزادار در حوزه‌های اجتماعی توجه داشته باشند، گفت: طی سخنرانی‌هایی که در دهه اول محرم داشتم برخی گلایه کردند که چرا از موضوع عدالت‌خواهی عبور کردید، ما شعار عدالت خواهی را به شیوه مطلوب در جامعه ترویج کرده‌ایم و اکنون باید به شعارهایی از جمله مواسات که منجر به تحقق عدالت‌خواهی می‌شود، بپردازیم.

«تا زمانی که مسئولان کشور اهل مواسات نباشند عدالت‌خواهی تحقق نخواهد یافت؛ ما که از مسئولان انتقاد می‌کنیم که چرا باید تامین آب یک روستا به این میزان به تاخیر بیافتد، یکی دو سال قبل رفته و پول جمع کرده و مواسات و کمک مؤمنانه را در قالب پویش یا ساقی العطاشا رقم زده‌ایم.»

او با تأکید بر اینکه کشور قرار نیست فقط با کمک مؤمنانه اداره شود، تصریح کرد: مسئولان باید مدیریت امور کشور و رفع مشکلات مردم را دنبال کنند و یک هیأتی فقط باید در کنار مسئولان مشارکت داشته باشد نه اینکه رسالت اصلی را بر عهده گیرد، اکنون هم هیأت‌ها جبران کم‌کاری مسئولان را دنبال می‌کنند.

وی با اشاره به لزوم محاکمه کردن مسئولانی که آب و نان را به مردم نمی‌رسانند، گفت: آب‌رسانی هیچ ربطی به دین و مکتب ندارد، یعنی امکان دارد برخی در نقاط دور دست کشور مذهبی غیر از شیعه داشته باشند اما آب رساندن به آن‌ها اهمیت بسیاری دارد. هیأت الگوی تمدن اسلامی برای اداره کشور است و این هیأت نیز به یک مواسات محدود نمی‌شود و مواسات نیز فقط به یک کمک خیریه محدود نمی‌شود. 

حجت‌الاسلام پناهیان با بیان اینکه الگوی مدیریت هیأت الگوی مناسبی برای مدیریت کشور در برخی از عرصه‌ها است، خاطرنشان کرد: جوانانی که در آینده قرار است، پرچم مدیریت کشور را به دست گیرند از اکنون باید تمرین هیأت‌داری کنند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 263
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

حاج سعید حدادیان مداح اهل بیت (ع) در گفت‌وگویی اظهار داشت: در ابتدای شیوع ویروس کرونا که هنوز برخی از کادردرمانی با این بیماری آشنا نبودند، جمعی از هیأتی‌ها مانند رزمندگان خط‌شکن دوران دفاع مقدس به بیمارستان‌ها رفتند و شروع به خدمت‌رسانی کردند و این ابتکار عمل است.

هیأتی‌ها در هر شرایطی باید تهدید را به فرصت تبدیل کنند

وی با اشاره به اینکه ابتکار عمل همواره باید دست پیروان حضرت زینب (س) باشد و مانند ایشان بحران را تبدیل به فرصت کنند، تصریح کرد: ایشان در مجلس یزید که بنا بود جشن پیروزی برپا شود و سفرا آمده بودند تا تبریک بگویند، ورق را با یک خطبه برگرداند. در این بحران نیز هیأتی‌ها وارد عمل شدند تا جایی که پزشکان اعلام کردند که این افراد هم به ما و هم به بیماران روحیه دادند و کمک این‌ها موجب شد تا ما ارتقای کمی و کیفی در رسیدگی به بیماران داشته باشیم و برخی از همکاران خودمان نیز که در مرخصی بودند، خود را به خیل خدمت‌رسان‌ها اضافه کنند.

زیبا نیست مسئولان بعد از ماه رمضان از کنترل بیماری با تعطیلی مساجد گزارش دهند

حدادیان با بیان اینکه در ماه رمضان که ماه محافل انس با قرآن و اهل بیت (ع) و ذکر دعا و مناجات است، باید پیشتاز باشیم و براساس پروتکل‌های وزارت بهداشت برنامه‌ها را برگزار کنیم، گفت: برخی از مسئولین وزارت بهداشت مانند آقای حریرچی جزو افرادی است که در صف اول نماز دانشگاه تهران حاضر بود، سجده شکرش اشک داشته و تا صدای صلی الله علیک یا اباعبدالله را می‌شنید هم اشک می‌ریخت. بنابراین قصد جسارت و توهین به مسئولین را نداریم زیرا آن‌ها نیز بزرگ‌شده مکتب سیدالشهدا (ع) هستند و شاید براساس اخبار و اطلاعاتی این تصمیمات را در خصوص حرم‌ها و مجالس می‌گیرند، اما به آن‌ها تذکر می‌دهم از جایگاه وعظ و نصیحت خودم تذکر می‌دهم که زیبا نیست آخر ماه رمضان اعلام کنید به حمدالله موفق شدیم ۳ هزار مسجد تهران را در شب‌های احیا تعطیل کنیم.

برگزار نشدن جلسات شب‌های قدر لطمه روحی برای مردم دارد

این مداح اهل بیت (ع) افزود: برگزار نشدن مجالس به خصوص در شب‌های قدر و مانند جلسه دانشگاه تهران لطمه روحی برای جوانان است. این مسئولان اعلام می‌کنند پروتکل ارائه کنید، خودتان ارائه کنید و کمک دهید تا این مشکل برطرف شود.

فرصت ۲ هفته‌ای تا شب‌های قدر را مغتنم شمارید

وی افزود: علما اهل ورع و تقوا و نماز اول وقت هستند. ما چرا پشت سر آن‌ها نماز می‌خوانیم؟ دلیل آن است که وقتی امام حسین (ع) آنان را می‌خرد ما نیز پشت سرشان باشیم و به این وسیله خریداری شویم. ما از سفره بزرگان و علما داریم محروم می‌شویم و هنوز شب‌های اول ماه رمضان است و حدود ۲ هفته تا اولین شب قدر فرصت داریم و می‌توان تمهید و برنامه‌ای برای برگزاری مراسم‌ها اندیشید. من شنیدم کلیساها در کشورهای غربی به همین سبک پارکینگی که مراسم «شب‌های دلتنگی» در حال برگزاری است، مراسم برگزار کرده‌اند.

مسئولین در تصمیم برای حرم‌ها و مساجد خود را بری‌الذمه کنند

حدادیان اضافه کرد: من نمی‌خواهم بار ناشدنی روی دوش مسؤلان بگذارم. اگر نشد و مقدور نیست لااقل تلاش کنید تا در آن زمان میان خود و خدا و امام زمان (عج) بری‌الذمه باشید؛ زیرا اگر راهی وجود داشته باشد و با استفاده از علم و تجهیزات و قدرت جوانان بتوان این مشکل را برطرف کرد و نکنیم، خطاست.

تعطیلی نماز جماعت مقام معظم رهبری و مراجع در رمضان یک درد است

این مداح اهل بیت (ع) با اشاره به اینکه درد اول مسئولین ما باید مسجد باشد که البته اینگونه هم هست، تصریح کرد: اگر مسئولین جزء و کل کشور مسجدی باشند، در این ایام قطعاً دلشان خواهد سوخت. نباید دست کم گرفته شود که نماز جماعت مراجع عظام تقلید و بالاتر مقام معظم رهبری در این ماه رمضان برگزار نمی‌شود. این‌ها درد است. مسئولین را مقصر نمی‌دانیم اما وظیفه دارند تا اندیشه کنند تا این مشکل برطرف شود.

جلسات را می‌توان با جمیعت کمتر برگزار کرد

وی افزود: من بنا ندارم تعیین تکلیف کنم؛ بلکه مکلف هستیم تا حضرت آقا امر کنند و ما عمل کنیم، اما درد را دارم بیان می‌کنم. می‌توان جلسات و نماز جماعت‌ها را با جمعیت‌های کمتری برگزار کرد و سریع سراغ تعطیلی نرویم.

حدادیان گفت: بلا برای همه است که برای کافر کیفر و برای مومن امتحان و ارتقا است، اما می‌توان جلسات مذهبی و حرم‌ها را با تمهیداتی مثل کنترل حضور مردم با تب سنج و ... و یا مدیریت کردن جمعیت با روش‌هایی که اگر جلسه‌ای با ۵ هزار نفر جمعیت بود، امسال با ۵۰۰ نفر باشد که بتوان جلسات را برگزار کرد.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 414
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

از مباحث جدی و جنجال‌ساز مجلس شورای بازنگری قانون اساسی،  این بود که آیا می‌توان برای رهبری, مدت تعیین کرد یا خیر؟ به این نکته، در مجلس تدوین قانون اساسی توجهی نشده بود و بینش سنتی ولایت فقیه چنان بود که (فقیه) تا وقتی که دارای شرایط باشد، ولایت او پا برجاست و امکان برکناری و یا تحدید به مدت خاص نیست. اما در مجلس شورای بازنگری ۲ دیدگاه مطرح شد:

دیدگاه نخست: گروهی از نمایندگان مجلس بر این نکته تأکید داشتند که «جعل توقیت» تعیین محدوده زمانی، نادرست است. این گروه از زوایای گوناگون به مخالفت با تعیین زمان برای رهبری پرداخته‌اند. از جمله:

۱ـ تعیین زمان برای رهبری، اعتبار مردمی مقام ولایت و رهبری را از بین می‌برد. به این نکته، چند تن از مخالفان استناد کرده‌اند. از جمله آیت‌الله طاهری خرم آبادی گفته است:

«مقام ولایت و رهبری، یک مقام دولتی اسلامی است. قضاوت مردم، در مورد رهبری این است که این به جای ولی عصر نشسته است. نایب امام زمان است و مردم با یک عشق و علاقه و محبتی به رهبر نظر می‌کنند و یکی از امتیازات مسأله رهبری ما، همین است که اطاعتشان از رهبر، بر اساس همین عشق و علاقه است ... ولی همین قدر که در بین مردم, الان منعکس و گفته شود که این آقا را برای ۱۰ سال به رهبری انتخاب کرده‌اند! ۱۰ سال نایب امام زمان است! بعد از ۱۰ سال از نیابت می‌افتد،‌ این، ولو از نظر قانون خشکی که ما داریم روی آن بحث می‌کنیم ... هیچ اشکالی نداشته باشد ... در بین مردم نسبت به رهبری یک نوع تزلزل ایجاد می‌شود». (مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی ص ۱۲۱۰)

روشن است که ایشان از باب مفاسدی که توقیت ولایت فقیه به دنبال دارد به مخالفت برخاسته است و به اصطلاح فقیه در ناحیه امتثال و انجام یک حکم شرعی قرار گرفته و چون انجام این حکم، مفاسدی به دنبال دارد، از آن صرف نظر شده است.

ریاست مجلس شورای بازنگری، آقای مشکینی نیز از همین زاویه به مخالفت برخاسته و گفته است: «در بین مردم هم انعکاس عجیبی پیدا می‌کند. حال همین قانون را که تصویب کردید، فردا انعکاسش را شما باید جواب بدهید».

اساساً اینکه این دقت‌های اینچنینی مدنظر فقها قرار گرفته است، به لحاظ منهج فقهی بسیار مغتنم است. 

۲ـ تعیین مدت برای رهبری با ادله ولایت فقیه سازگاری ندارد. این نکته، چشم‌انداز دیگری از سخن و بحث بود. از جمله آیت‌الله مشکینی گفته است: «مقام رهبری و مرجعیت از آن مقام‌های والا و بس مقدس است و نیابت انبیا و ائمه (ع) است و عرض کردم به اینکه: لم نر نبیاً به اینکه عزل عن مقامه یا ولیاً عزل عن مقامه.(یعنی ما هیچ نبی یا ولی‌ای را ندیدیم که از مقام خود عزل شود).(همان)

همچنین آقای مهدوی‌کنی از همین زاویه مخالفت کرد: «من اعتقادم این است: اصلاً توقیت خلاف شرع است... به خاطر اینکه ما با کسی بیعت کردیم و صلاحیت داشت... وقتی یک کسی صلاحیت دارد، با او بیعت کردیم تا مادامی که صلاحیت دارد، او اولی الامر است.(همان،ص ۱۲۷۹)

۳ـ گروهی دیگر از مخالفان بر روی این نکته تأکید داشته‌اند که رهبری در مدت سالیان زعامت، کاردان‌تر و در اداره جامعه قوت بیشتری خواهد یافت. بنابراین تا زمانی که فاقد شرایط رهبری نشده است، ما با جعل و تعیین مدت، جامعه را از وجود رهبری که قوت و کاردانی بیشتر یافته، محروم نسازیم.(همان، ص ۶۸۱)

همزمان با طرح بحث‌های تعیین محدوده زمانی برای رهبری، نامه‌ای از جامعه مدرسین به امضای آقای فاضل لنکرانی به مجلس شورای بازنگری ارسال می‌شود و با جعل مدت، مخالفت می‌شود. در بخشی از این نامه آمده است: «امید است که اعضای محترم شورا، مسأله ولایت فقیه را که منصبی است الهی و ادامه ولایت ائمه معصومین (ع) است، محدود به زمان نکنند که بدون تردید، محدودیت، موجب تضعیف مقام ولایت فقیه خواهد بود.(همان،ص ۱۲۴۷)

دیدگاه دوم، گروهی دیگر از نمایندگان مجلس شورای بازنگری به گونه‌ای جدی و پیگیر از مسأله محدوده زمانی مدت رهبری جانبداری می‌کردند و با سخنان و تعبیرهای گوناگون حمایت خود را از آن ابراز می‌داشتند. از جمله می‌توان به زوایای نگاه زیر اشاره داشت:

۱ـ مرحوم آیت‌الله امینی به این مطلب, اشاره داشته و گفته است: «شما یک کسی را انتخاب کردید به عنوان ولی فقیه رهبر، خوب مدتش را معلوم نکردید. ممکن است این بیست سال، سی سال، کم و زیاد ... در طول این مدت یک افرادی پیدا بشوند بسیار بهتر، مقبول‌تر، دارای شرایط بهتری, آن وقت بگوییم که همه آن‌ها بمانند. اما اینکه انتخاب شده تا آخر بماند؟ (همان،۶۵۷)

۲ـ ایشان در ادامه و از منظر فقهی تلاش کردند که توقیت ولایت را بر مبنای فقهی استدلال کنند: «ما نمی توانیم بگوییم که تمام مجتهدان واجد شرایط، ولایت بالفعل دارند. چون در این صورت، بایستی صدتا رهبر و ولی فقیه داشت و در نتیجه هرج و مرج پدید خواهد آمد. بنابراین ولایت فقیه برای فقهای واجد شرایط, از طریق خبرگان (که کانالی برای بیعت مردم است) صورت می‌گیرد و در نتیجه، ولایت برای فرد خاص فعلیت پیدا می‌کند؛ از این روی، فعلیت ولایت مشروط به تصدی و یا انتخاب خواهد بود و با توجه بدین مبانی، (بیعت) مختلف است. گاه برای همیشه بیعت صورت می‌گیرد و گاه به گونه موقت... و خبرگان می‌توانند بیعت موقت را انجام بدهند. از سوی دیگر نمی‌توان مورد ولایت فقیه را به ولایت معصوم قیاس کرد. زیرا ولایت معصوم, برخاسته از لیاقت ذاتی است و تنها برای اجرا، احتیاج به کمک مردم دارد. اما در مورد فقیه، فعلیت ولایت، متکی به (بیعت) است و در بیعت، جعل حدود و شرایط و از جمله شروط زمانی، مشروع و ممکن است.(همان،ص۱۲۵۳)

بحث دامنه‌دار جایگاه اراده مردم در مشروعیت ولی فقیه را ایشان مطرح کرده‌اند که یکی از جدی‌ترین مباحث فقهی ما در دوران بعد از انقلاب است که دامنه آن از این یادداشت فراتر است. 

حسین کاظم‌زاده

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: ســـــیاســـــی , امامت و ولایت , ,
:: بازدید از این مطلب : 425
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

عقیق:احکام بقای بر «جنابت» در ایام روزه‎داری از جمله مسائل بسیار رایج در ماه مبارک رمضان است که در ادامه بر اساس فتوای مقام معظم رهبری به برخی سؤالات پاسخ داده می‌شود.

س 772: اگر فردی به سبب برخی از مشکلات تا اذان صبح بر جنابت باقی بماند آیا روزه گرفتن در آن روز برای او جایز است؟
ج: در غیر ماه رمضان و قضای آن اشکال ندارد، ولی نسبت به روزه ماه رمضان و قضای آن، اگر معذور از غسل است، تیمم کردن بر او واجب است و اگر تیمم هم نکند، روزه‌‏اش صحیح نیست.

س 773: اگر شخصی در حال جنابت چند روز روزه بگیرد و نداند که طهارت از جنابت شرط صحّت‏ روزه است، آیا کفّاره روزه‌‏هایی که در حال جنابت گرفته بر او واجب است یا اینکه قضای آنها کافی است؟

ج: در فرض مرقوم قضا کفایت می‏‌کند.

س 774: آیا جایز است شخص جنب بعد از طلوع آفتاب غسل جنابت نماید و روزه قضا یا مستحب بگیرد؟

ج: اگر عمداً تا طلوع فجر بر جنابت باقی بماند، روزه ماه رمضان و قضای آن از او صحیح نیست، ولی اقوی صحت‏ روزه‏‌های دیگر به‌خصوص روزه مستحبی است.

س 775: شخصی در ماه رمضان در جایی مهمان شد و شب را در آن منزل خوابید و در نیمه‌‏های شب محتلم شد و چون مهمان بود و با خود لباسی نداشت، برای فرار از روزه، تصمیم گرفت بعد از طلوع فجر مسافرت نماید، لذا بعد از طلوع فجر بدون اینکه چیزی بخورد به قصد مسافرت، حرکت نمود. سؤال این است که آیا قصد سفر توسط او موجب سقوط کفّاره هست یا خیر؟

ج: اگر با حالت جنابت از خواب بیدار شود و علم به جنب بودن خود داشته باشد و قبل از فجر اقدام به غسل یا تیمم نکند، مجرد قصد سفر در شب و یا مسافرت در روز برای سقوط کفّاره از او کافی نیست.

س 776: کسی که آب در اختیار ندارد و یا به دلیل عذرهای دیگر غیر از تنگی وقت نمی‏تواند غسل جنابت بکند، آیا جایز است عمداً خود را در شب‌های ماه مبارک رمضان جنب کند؟

ج: اگر وظیفه او تیمم باشد و بعد از اینکه خود را جنب کرده، وقت کافی برای تیمم داشته باشد، این کار برای وی جایز است.

س 777: شخصی در ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح بیدار شده و متوجه محتلم شدن خود نشده و دوباره خوابیده و در اثنای اذان صبح بیدار شده و علم به جنابت خود پیدا می‌‏کند و یقین دارد که احتلامش قبل از اذان صبح بوده است، روزه او چه حکمی دارد؟

ج: اگر پیش از اذان صبح متوجه احتلام خود نشده است، روزه‌‏اش صحیح است.

س 778: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از اذان صبح بیدار شود و ببیند که محتلم شده است و دوباره پیش از اذان صبح به امید اینکه برای غسل کردن بیدار می‏‌شود بخوابد و تا بعد از طلوع آفتاب در خواب بماند و غسل خود را تا اذان ظهر به تأخیر بیندازد و بعد از اذان ظهر غسل کرده و نماز ظهر و عصر بخواند، روزه آن روز او چه حکمی دارد؟

ج: در فرض سؤال که خوابِ اول است روزه‌اش صحیح است ولی اگر دوباره خوابید و تا صبح بیدار نشد باید قضای آن روز را بجا آورد.

س 779: اگر مکلّف در شب ماه رمضان قبل از فجر شک کند که محتلم شده یا نه، ولی به شک خود اعتنا نکند و دوباره بخوابد و بعد از اذان صبح بیدار شود و متوجه گردد که قبل از طلوع فجر محتلم شده است، چه حکمی دارد؟

ج: اگر بعد از بیداری اول اثری از احتلام در خود مشاهده نکند، بلکه فقط احتمال آن را بدهد و چیزی بر او کشف نشود و تا بعد از اذان بخوابد، روزه‏اش صحیح است، هرچند بعد از آن معلوم شود که احتلام او مربوط به قبل از اذان صبح است.

س 780: اگر شخصی در ماه مبارک رمضان با آب نجس غسل کند و بعد از یک هفته متوجه شود که آن آب نجس بوده است، نماز و روزه او در این مدت چه حکمی دارد؟

نمازش باطل و قضای آن واجب است، ولی روزه‌‏های او محکوم به صحّت‏ است.

س 781: شخصی مبتلا به بیماری بیرون آمدن مستمر قطرات بول به‌صورت موقت است، یعنی بعد از بول کردن، به مدت یک ساعت یا بیشتر قطرات آن از او خارج می‌شود. با توجه به اینکه وی در بعضی از شب‌ها جنب شده و گاهی یک ساعت قبل از اذان بیدار می‏‌شود و احتمال می‌‏دهد که بعد از آن منی با قطرات بول خارج شود، نسبت به روزه‌‏اش چه تکلیفی دارد؟ وظیفه او برای اینکه با طهارت داخل وقت شود، چیست؟

ج: اگر قبل از اذان صبح، غسل جنابت و یا تیمم بدل از آن انجام داده، روزه او صحیح است، هرچند بعد از آن بدون اختیار از او منی خارج شود.

س 782: اگر شخصی قبل از اذان صبح یا بعد از آن بخوابد و در خواب جنب شده و بعد از اذان بیدار شود، چه مدتی برای غسل کردن وقت دارد؟

ج: در فرض سؤال، جنابت به روزه آن روز او ضرر نمی‏زند، ولی واجب است که برای نماز غسل کند و می‏تواند غسل را تا وقت نماز به تأخیر بیندازد.

س 783: اگر غسل جنابت برای روزه ماه رمضان یا روزه‏‌های دیگر فراموش شود و در اثناء روز به یاد انسان بیفتد، چه حکمی دارد؟

ج: اگر در روزه ماه رمضان غسل جنابت را در شب تا طلوع فجر فراموش کند و با حالت جنابت صبح نماید، روزه‏‌اش باطل است و احوط این است که قضای روزه ماه رمضان هم در این حکم به آن ملحق شود. ولی در سایر روزه‌‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمی‏‌شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 412
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

عقیق:مدیر مسوول سایت انتخاب از رسانه های حامی دولت در توئیتی نوشت: ‏⁧روحانی⁩ در جلسه اخیر هیات دولت ضمن اسم بردن از هیات حاج ⁧ منصور ارضی⁩، به وزیر کشور ماموریت داده تا جلسات مسجد ارک مثل دیگر مساجد تعطیل شود.

.
دو شب پیش ماموران انتظامی با دستور وزارت کشور مانع از برگزاری مراسم مناجات مسجد ارک شدند.
.
گفتنی مراسم مناجات خوانی در مسجد ارک تهران از نخستین شب ماه مبارک رمضان با رعایت شدید پروتکل های بهداشتی اعم از تونل ضد عفونی ، چیدمان دقیق افراد برای رعیت فاصله اجتماعی ، ارائه ماسک به تمامی شرکت کنندگان برگزار می شد.
.
حجت الاسلام حامد کاشانی در برنامه سحرگاهی تلویزیون گفت: مومنین و اهل هیئت تابع قانون هستند ، اما متولیان امر نیز باید برای افکار عمومی پاسخ قانع کننده ای داشته باشند که چرا تمامی اماکن عمومی با تدابیر اندیشیده شده بازگشایی شده ولی همچنان هیچ فکری برای بازگشایی حرم ها و اماکن مذهبی نشده است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 410
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
شنبه 13 ارديبهشت 1399

از سؤالات رایج در ماه مبارک رمضان، حکم روزه برای دخترانی است که تازه به سن بلوغ رسیده‌اند. با توجه به آنکه معمولاً سن بلوغ برای دختران از 9 سالگی آغاز می‌شود، روزه‌داری آنها با چالش‌هایی همراه است؛ چه اینکه در این سن کم، ضمن آنکه با مشقت‌های روزه‌دارای مواجه می‌شوند، سؤالات متعددی از احکام روزه‌داری ذهن آنها را درگیر می‌کند. طبیعتاً والدین در چنین شرایطی نقش مهمی در توضیح و تبیین ضرورت روزه‌داری برای کودکان خود خواهند داشت.

در ادامه به گزیده‌ای از احکام روزه‌داری برای دختران تازه‌بالغ بر اساس مجموعه استفتائات رهبر معظم انقلاب، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صافی گلپایگانی اشاره می‌شود.

رهبر معظم انقلاب

س 731: دختری که به سن تکلیف رسیده، ولی به علت ضعف جسمانی توانایی روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمی‌تواند قضای آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا می‏‌رسد، چه حکمی دارد؟ 

ج: ناتوانی از گرفتن روزه و قضای آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضای روزه نمی‌شود، بلکه قضای روزه‌های ماه رمضان که از او فوت شده، بر وی واجب است.

س 732: دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده‌اند و روزه گرفتن بر آنها مقداری مشکل است، چه حکمی دارند؟ آیا سن بلوغ شرعی دختران اکمال 9 سال قمری است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعی دختران همان تکمیل نه سال قمری است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضی از عذرها جایز نیست، ولی اگر روزه گرفتن برای ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار برای آنها جایز است.

س 734: اگر دختر 9 ساله‌‏ای که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشواری، روزه‌اش را افطار کند، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضای روزه‌هایی که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س 735: اگر فردی به خاطر عذری قوی، 50 درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمی دارد؟

ج: اگر افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وی باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایی داشته باشد، کفّاره واجب نیست، ولی قضا بر او واجب است.

آیت‌الله مکارم شیرازی

پرسش : وظیفه دخترانی که تازه به سن تکلیف رسیده اند اما به علّل ضعف جسمانی توانایی روزه گرفتن را ندارند، چیست؟

پاسخ : دختران با تمام شدن نه سال قمری (8 سال و 8 ماه و 25 روز شمسی) بالغ می‌شوند، ولی چنانچه قادر بر انجام برخی از تکالیف مثل روزه نباشند، انجام آن برای آنها واجب نیست. و اگر تا ماه رمضان سال بعد قادر بر قضای آن هم نباشند، قضا نیز ندارد، ولی برای هر روز باید فقیری را سیر کنند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی

س: سن بلوغ زن 9  سال در رساله ذکر شده است و تکلیف بر او واجب است در حالی که دختر این قدر کوچک است که اگر روزه بگیرد مریض می‌شود بلکه نمی تواند روزه بگیرد و علامت بلوغ دیگر هم ندارد، تکلیف ایشان چیست؟
ج: سن تکلیف دختران نه سال کامل قمری است و در عین حال قدرت شرط تکلیف است، آنچه قدرت انجامش را دارد باید انجام دهد و آنچه قدرتش را ندارد تکلیف ساقط است، مثلاً اگر قدرت گرفتن روزه ندارد نباید روزه بگیرد و هر وقت قدرت یافت قضای آن را به‌جا آورد ولی نماز و حجاب و امثال اینها را که قدرت دارد باید انجام دهد.

س: برای دختر بچه‌ها در سن 9 سالگی روزه گرفتن مشقت دارد آیا می‌توانند به‌خاطر ضعف و ناتوانی روزه نگیرند؟ تکلیف آنان چیست؟
ج: در فرض سؤال اگر مشقت به عسر و حرج یا خوف عرفی مرض باشد می‌توانند افطار کنند و بعد از زوال عذر قضاء‌ آن را به‌جا آورند.

س: دخترى در سن 9 سالگى از روى نادانى روزه خود را در ماه رمضان افطار مى‌نماید آیا کفّاره تعلق مى‌گیرد؟
ج: در فرض سؤال چنانچه 9 سال قمرى را تمام کرده و توانایى روزه گرفتن را دارد و با اینکه مى‌داند روزه خوردن براى او حرام شده است، روزه را مى‌خورد کفّاره دارد هرچند نداند که روزه خوردن علاوه بر حرمت کفّاره هم دارد.

 

منبع:تسنیم

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: موضوعات مرتبط: احـــــــــــکـــام , ,
:: بازدید از این مطلب : 416
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

آیت‌الله جوادی آملی در یکی از سخنرانی‌های خود به موضوع صبر و استقامت و آثار آن دربرابر مشکلات و سختی‌ها اشاره می‌کند.

این صبر و استقامت و بردباری ستون دین است. اینکه فرمود: (وَ استَعینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاه)، ما نمی‌دانیم کارگردان عالم کیست و چیست، ما را دارد امتحان می‌کند، دیگری را دارد امتحان می‌کند؛ یک‌ کاری که به مذاق ما درست در نیامده، حتماً اعتراض می‌کنیم. اعتراض به معنای نهی از منکر، امر به معروف، نقد، هدایت.

اینها همه چیز خوبی است اما انسان برنجد از نظام هستی که این چه نظامی است؟ نخیر نظام خوبی است، دارد امتحان می‌کند. کل جهان که به کام ما نیست، ما هم یک قطره‌ایم در این عالم و این عالم پر از امتحان است! نماز، ستون دین است، صبر هم ستون دین است. فرمود: اگر برای شما یک حادثه‌ای می‌آمد، خودت را محکم به این ستون بچسبان که نیفتی!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 510
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

حجت‌الاسلام سیدعباس موسوی مطلق استاد اخلاق و سخنران مذهبی در گفت‌وگویی با اشاره به شیوع ویروس کرونا در کشور و توصیه‌های معنوی ارائه شده در فضای مجازی برای در امان ماندن از این بیماری اظهار داشت: ما برای دردها هم درمان مادی و هم درمان معنوی داریم. درمان مادی و ظاهری همان توصیه‌های پزشکان و متخصصان است که باید آن‌ها را برخود واجب بدانیم و عمل کنیم و الحمدلله همه در کشور در حال اجرای آن‌ها هستند.

وی با اشاره به دستورالعمل‌های معنوی جهت شفای دردها گفت: خداوند شافی است که در آیه ۸۰ سوره شعراء داریم «وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ؛ و زمانی که بیمار شوم مرا شفا می‌دهد» همچنین قرآن کریم نیز شفاست که در آیه ۸۲ سوره اسراء داریم: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان ورحمت است، نازل می‌کنیم».

موسوی مطلق ادامه داد: تربت سیدالشهدا (ع) نیز شفاست لذا به این‌گونه امور نیز باید متوسل شد. امیرالمومنین (ع) و صدیقه طاهره (س) زمانی که فرزندانشان بیمار شدند، نذر کردند تا روزه بگیرند بنابراین نشان می‌دهد که درمان‌های معنوی مطلوب اهل بیت(ع) بوده است.

این سخنران مذهبی گفت: در ماه مبارک رجب مردم می‌توانند بیشتر دعا، مناجات و استغفار که از اعمال سفارش شده این ماه است، انجام دهند. پیامبر(ص) فرمود: «أَلا أُخْبِرُکمْ [أُنَبؤُکمْ] بِدآئِکمْ مِنْ دَوآئِکمْ؟ دَآؤُکـمُ الذنُـوبُ، وَ دَوآؤُکـمُ الإِسْتِغْفارُ؛ آیا درد و درمان شما را به شما خبر ندهم؟ درد شما گناهان، و دوا و درمانتان استغفار است». اسغفار دران همه دردهاست لذا این روزها باید بیشتر هم برای خود و هم دیگران استغفار کنیم.

وی افزود: دعایی در مفاتیح‌الجنان به نام دعای نور وجود دارد که سلمان از فاطمةالزهرا (س) آموخته است که ایشان به او فرمودند: اگر می‌خواهی هیچ‌گاه تب تو را فرانگیرد، شب و روز مداومت به این دعا کن و سلمان می‌گوید: من این دعا را به بیش از هزار نفر از اهل مکه آموزش دادم و همگان خواندند و اثر آن را هم دیدند.

متن این دعا به این شرح است:

بِسْمِ اللهِ النُّورِ بِسْمِ اللهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ بِسْمِ اللهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى کِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِی مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ مَشْکُورٌ وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.
به نام خداى نور، به نام خداى نور نور، به نام خداى نور بر نور، به نام خدایى که تدبیرگر امور است، به نام خدایى که نور را از نور آفرید، و سپاس خدایى را که نور را از نور آفرید، و نور را در کوه طور فرو فرستاد در کتابى بر نوشته، در ورقه‏اى گشوده، با اندازه‏اى درخور، بر پیامبرى‏ آراسته، سپاس خداى را که به عزّت یاد شود، و به عظمت مشهور است، و بر شادى و بدحالى سپاسگزارى شود، درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاکش.

موسوی مطلق تصریح کرد: اخیراً نیز شنیدم که یکی از مسئولان نیز از مقام معظم رهبری طلب دستورالعملی کردند و یکی از دستورات ایشان قرائت همین دعای نور بوده است.

این سخنران مذهبی افزود: در گذشته مرسوم بوده است که زمان وقوع بلایا که امری طبیعی نیز است، بزرگان به‌اتفاق قرائت زیارت عاشورا را توصیه می‌کردند و توصیه به قرائت حدیث کساء و استغاثه به حضرت ولی‌عصر(عج) داشتند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 501
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : گمنام
سه شنبه 13 اسفند 1398

گاه شرایطی پیش می آید که در مواقع احتمال ضرر، اجتناب از یک امر واجب و حتی مستحب موکد ضروری می شود. این روزها هم با توجه به شیوع بیماری کرونا توصیه هایی از سوی کارشناسان مبنی بر حضور نیافتن در تجمعات خاص و رعایت نکات بهداشتی مطرح می شود.

در همین ارتباط توصیه امام خمینی (ره) به برادر بزرگشان آقای پسندیده نسبت به رعایت دستورات پزشک و متخصص امر را بخوانید:

بسمه تعالی

برادر بزرگوارم، قربانت شوم

شما را به خدای متعال قسم می ‏دهم به حرف‌های دکتر ترتیب اثر دهید. چرا موجب نگرانی همه می ‏شوید؟ خداوند لازم نموده است که در مواقع احتمال ضرر، انسان از آنچه موجب است اجتناب کند، اگرچه ترک حج و صوم و صلاة باشد.

شما می‏ خواهید موافق حکم خدا عمل کنید، کاری نکنید که خداوند نعوذباللّه‏ از شما ناراضی باشد. این احتیاطات شما برخلاف شرع است و لازم است از آن اجتناب فرمایید. والسلام.۶۵/۱/۱۳

روح اللّه‏ الموسوی الخمینی/ صحیفه امام، ج ص ۲۰، ص ۳۰

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

:: بازدید از این مطلب : 500
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 114 صفحه بعد

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
شکر ،خدارا که درپناه حسینم(ع)،گیتی ازاین خوبتر،پناه ندارد........................... ....هرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت/ زان میان پروانه را در اضطراب انداختی / گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما / سایه دولت بر این کنج خراب انداختی.../ اللّهم عجّل لولیّک الفرج........ ...با عرض سلام و تحیّت خدمت شما بازدید کننده گرامی به اطلاع می رساند که """برنامه ی هفتگی هیئت کربلا (محمدشهر- عباس آباد - کرج ) به شرح ذیل می باشد: پنجشنبه شب ها ساعت21 با مداحی " حاج رحمــــــــان نـوازنـــــــی "/ جمعــــــــه ها ساعت 7 صبح قــــرائت دعای ندبه توسط آقای محمــــــد بازوبنــــــــدی و شــــرح آن توسط شیخ انصــــــــاری ...ضمنا مراسماتی که بصورت مناسبتی برگزار می گردد از طریق سامانه پیام کوتاه به اطلاع عموم بزرگواران می رسد. سامانه پیام کوتـــــــــاه این هیئت نیز با شماره 30008191000002 پل ارتباطی بین ما و شما می باشد.لطفا نقدها و پیشنهاد های خود را و همچنین پیامک های مهـــــــــدوی و دلنوشته هایتان را جهت انعکاس در این تارنما برای ما ارسال نمایید.ضمنا جهت عضویت در این سامانه عبارت * یازهرا * را به شماره فوق پیامک نمایید. التماس دعا.
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
پیوندهای روزانه